فکر کردن درباره آن بخش هایی از برنامه که برای آنها مفهومی ندارد یا درک کمی به آنها می دهد به خود نمی دهند.۳۲۳
۶-۹: تأثیرات انیمیشن بر کودکان
تلویزیون تنها برای سرگرمی کودکان ساخته نشده است، بلکه قصد دارد آنها را آموزش و در معرض اطلاعات قرار دهد. کودکان اغلب ادعا می کنند که تلویزیون روش های مختلف یادگیری را در اختیار آنها می گذارد. به آنها، هم علم واقعی را می آموزد و هم یاد می دهد که چگونه با مردم دیگر و موقعیت های اجتماعی مختلف مواجه شوند. شکی وجود ندارد که کودکان چه از طریق برنامه هایی که برای سرگرمی آنها طراحی شده اند و چه از طریق برنامه هایی که وظیفه آموزش آنها را برعهده دارند، آموزش دیده می شوند. موفق نشدن کودکان در یادگیری مستمر از طریق برنامه های تلویزیونی در درجه نخست به روش ارائه و استفاده از آن بستگی دارد. اگر کودکان تصمیم بگیرند به منظور سرگرمی تلویزیون تماشا کنند بیشتر چیزهایی را که تماشا می کنند به راحتی فراموش می کنند و میزان کمی از آنها در ذهنشان باقی می ماند. از سوی دیگر اگر به آنها این انگیزه داده شود که از طریق تماشای تلویزیون درباره چیزی اطلاعات کسب کنند، احتمال فراگیری آنها خیلی بیشتر خواهد بود. یادگیری و عدم یادگیری کودکان از طریق تلویزیون به آمیزه ای از عوامل بستگی دارد که به پیشینه علمی و علایق کودکان، دلایل تماشای تلویزیون، میزان تمرکز آنها هنگام تماشای برنامه و روش تهیه برنامه برمی گردد.۳۲۴
تحقیقات بسیاری آشکار ساخته است که برنامه و انیمیشن های آموزشی این توانایی را دارد که علم کودکان را در زمینه های مختلف علمی افزایش دهد. عدم موفقیت در به انجام رساندن این توانایی اغلب ناشی از درک نادرست تولیدکنندگان برنامه نسبت به نیازهای مخاطبان، علایق و توانایی آنهاست. هر جا که تحقیقات وسیعی بر روی مخاطبان صورت گرفته نتیجه اش تولید برنامه های موثر و نیز پرطرفدار بوده است.
با توجه به گفته های پیشین یک انیمیشن موفق آموزشی علاوه بر اینکه باید سرگرم کننده و جذاب باشد باید برای کودک قابل درک هم باشد؛ اما چگونه توانایی آنها برای پیگیری و درک و فراگیری محتوای انیمیشن های آموزشی تلویزیون پرورش یابد؟ آیا عوامل خاصی که سبب این پرورش یا اعتلای آن هستند وجود دارد؟ در رساله مهرداد دبیری تحت عنوان نقش انیمیشن بر فرآیند یادگیری کودکان (۱۳۷۶) به نکاتی دراین باره اشاره شده است که به نظر می رسد کارساز باشد. این نکات به این شرح است:
۱- تکرار: موضوعی که غالباً در یک فیلم زنده یا انیمیشن، بر روی آن چندین بار تأکید و تکرار شود به احتمال زیاد در ذهن مخاطب تأثیر گذار خواهد بود.
۲- روشنی: ایده ای که به روشنی و نظمی منطقی و بدون وجود مطالب و یا تغییرهای بی ربط و یا ایده های متضاد ارائه می شوند، به احتمال زیاد تأثیری از خود به جای می گذارند.
۳- مشارکت: محتوایی که بییننده را در طول تماشا، به مشارکت فعال در شرح آن می کشاند به احتمال زیاد دارای تأثیر است.
۴- هویت: محتوایی که به کودکان اجازه می دهد تا با شخصیت های اصلی به خاطر شباهتی که به کودکان دارند شناخته شوند و یا ویژگی هایی را متجسم سازند که کودکان در آرزوی آن هستند. به احتمال زیاد دارای تأثیر است.
۵- تغییر: محتوایی که در چهره های مختلف و متعدد و در شرایط متفاوت ارائه می شوند به احتمال زیاد دارای تأثیر است.
۶- واقعگرایی: محتوایی که به عنوان واقعیت و یا واقعیت گرایی به نمایش درمی آیند به احتمال زیاد دارای تأثیر است.۳۲۵
۶-۱۰: کودک و انیمیشن
کودکان، در حالی به فیلم های انیمیشن روی می آورند که در مقایسه با بینندگان بزرگسال و سازندگان این گونه فیلم ها، شناخت کمتری در مورد جهان مادی و معنوی و تخیلات و واقعیات زندگی دارند. این مسئله به مفاهیمی در مورد رابطه متقایل کودکان و فیلم های انیمیشن اشاره دارد:
۱- کودکان ممکن است در صورت نداشتن آگاهی پس زمینه ای لازم برای فهم محتوای برنامه، یا از فهم آن عاجز باشند و یا آن را غلط درک کنند.
۲- کودکان ممکن است محتوای فیلم انیمیشن را به عنوان اطلاعات دقیق پذیرا شوند. در حالی که از نظر بینندگان بزرگسال دارای شناخت، اطلاعات به شکل دیگری ارزیابی می شود.
۳- کودکان ممکن است بدون توجه شایسته به اهداف و انگیزه های تولید و پخش فیلم انیمیشن به ارزیابی آن بپردازند.
بنابراین ما با کودکانی روبرو هستیم که شناختی از دنیای مادی و اجتماعی خود ندارند، مشتاق فراگیری درباره آنند و فقط نسبتاً با ابزارهای لازم برای فراگیری مجهز شده اند. برای رسانه های گروهی همین ویژگی هاست که کودکان را در مقایسه با بزرگسالان مخاطبان خاص می سازد.
البته ممکن است بزرگسالان نیز آگاه نباشند یا اطلاعاتشان نادرست باشد، اشتیاق به فراگیری داشته باشند و یا فراگیرانی نالایق باشند،؛ اما این ویژگی ها در میان بینندگان بزرگسال کمتر به چشم می خورد. به هر حال می توان بر این نکته تاکید کرد که کودکان درباره غالب موضوع ها کمتر می دانند. نسبت به فراگیری بسیاری از چیزها علاقه بیشتری دارند و در عین حال توانایی آنان برای درک و فراگیری محدود است. همین مسئله آنها را موردی جالب برای بررسی می کند. آنچه که یاد می گیریم می تواند در پرورش، تعلیم و اجتماعی کردن کودکان مفید واقع شود.
سینماگر یا انیماتور روشنفکری است که لزوم تغییر در جامعه اش را حس می کند و برای انجام این رسالت از هنر تصویر متحرک و سینما بهره می گیرد. او در جامعه و رفتار و روابط انسان ها تعمق می کند، لایه های اجتماع را می کاورد، رخدادها، روابط انسانی و رفتارهایی را که برای دیگران نادیدنی و از چشم هایشان پنهان است می بیند و آنچه را که هست در می یابد.
در مرحله دوم می کوشد راه رسیدن به آنچه را که هست، به آنچه که باید باشد یا به عبارت دیگر انتقال از وضع موجود به شرایط مطلوب را به مخاطبانش نشان دهد، در واقع سینما یا تصویر متحرک با این کار دست به یک آموزش تصویری می زند.
آزمایش های روان شناسی نشان می دهد که آموزش به کمک تصویر، هشت برابر بیشتر و سریع تر در ذهن مخاطبان جای می گیرد و بیش از ۶۰% و اطلاعات افراد از طریق بینایی حس و پس از ادراک در حافظه ذخیره می شود. بنابراین سینما یا تصویر متحرک برسه پایه مفید بودن موضوع، خوشایند بودن آموزش و ماندگاری دانسته ها می تواند پیام خود را به مخاطبانش منتقل کند.۳۲۶
۶-۱۱: تاریخچه انیمشن های آموزشی
اگر تولد صنعت انیمیشن را سال ۱۹۱۰م. بدانیم، انیمیشن های آموزشی از همان ابتدا در کنار انیمیشن های سرگرم کننده، در استودیوهای مختلف جهان به ندرت ساخته می شدند؛ که بر اساس سیاست های دولتی و فرهنگ پذیرش مخاطبین و نیازهای گوناگون در هر منطقه از لحاظ کیفی و کمی و نوع مضامینشان تفاوت داشتند و تا چندین دهه فقط برای مخاطب بزرگسال ساخته می شدند.
جیان آلبرتو بندازی۳۲۷ در کتاب یکصد سال سینمای انیمیشن می نویسد: در اروپا و آمریکا که نخستین اشکال انیمیشن آموزشی به وجود آمدند، بسیاری از استودیوها و فیلم سازان در زمان بحران های اقتصادی و جنگ برای زنده نگه داشتن انیمیشن و جلوگیری از ورشکستگی به ساختن انیمیشن های آموزشی که اغلب شامل موضوعاتی چون بهداشت، قوانین شهروندی، ایدئولوژیکی و وطن پرستانه بودند، می پرداختند. در زمان جنگ جهانی اول، در کشور آلمان که در ساخت انیمیشن آموزشی پیشرو بود، انیمیشن های متعددی برای موضوعات مختلف آموزشی ساخته می شد و این گونه فیلم ها در کنار فیلم های سینمای نو و انتقادی، برای خود، مخاطبین بسیاری جذب کرد. در همین دوران انیمیشن های آموزش نظامی نیز بسیار مورد توجه دولت بود. همچنین در دهه ۱۹۲۰م. در این کشور انیمیشن های ایدئولوژیک در بین موضوعات آموزشی دیگر، بیشتر به چشم می خورد. اینگونه فیلم ها اغلب مبلغ سیاست های دولت بودند.۳۲۸
کشورهایی نظیر ایالت متحده، در زمانی که کشور درگیر جنگ جهانی اول بود، جان راندلف بری۳۲۹ مانند بسیاری از انیماتورهای آن زمان، تشویق شد تا برای سازمان های دولتی، فیلم های آموزشی بسازد؛ حرکتی که بازتاب آن در سال های جنگ جهانی دوم به وسیله والت دیزنی۳۳۰ تکرار شد.۳۳۱
به تدریج کشورهای دیگر که با کمی تأخیر به صنعت انیمیشن دست پیدا کرده بودند، به ارزش و اهمیت آموزش از طریق انیمیشن واقف شدند و در کنار انیمیشن های سرگرم کننده، انیمیشن های آموزشی را به رسمیت شناختند و بر آن متمرکز شدند.
بنا به گفته های بندازی انیمیشن های آموزشی در چند دههی نخست صرفاً برای مخاطب بزرگسال ساخته می شدند اما پس از همین چند دهه، سازمان ها و دولت ها به صرافت افتادند تا برای مخاطب کودک نیز انواع انیمیشن های آموزشی را تولید کنند که این روند تولید، بعد از اختراع تلویزیون به اوج خود رسید. در اروپای شرقی، سینما و تلویزیون ملی با این هدف پدید آمدند تا نیازهای متنوع گروه های مختلف سنی را پاسخگو باشند، اما انیمیشن به دلیل محبوبیت در بین کودکان، معمولاً به گروه های سنی جوان تر توجه کرد و بیشتر بر موضوعات آموزشی تاکید داشت.
بعد از جنگ های جهانی، بر خلاف کشورهای اروپایی، اغلب تولیدات ایالت متحده آمریکا، برای کودکان جنبه شوخی و سرگرمی داشتند تا بار آموزشی، در حالی که در مدت پانزده سال بعد از جنگ جهانی دوم، انیمیشن در اروپای شرقی، مشخصاتی شبیه به انیمیشن اتحاد جماهیر شوروی در سال های ۱۹۳۰ داشت؛ یعنی عمده آثار برای کودکان ساخته می شد و گرایش کلی تولیدات به سمت مسائل آموزشی و اخلاقی بود.۳۳۲ شاید به این دلیل که در اروپا مثل ایالت متحده، شرکت های غیردولتی و استودیوهای انیمیشن قدرت نداشتند و دولت، بزرگترین سرمایه گذار در این زمینه بود.
به عقیده بندازی، از عوامل موفقیت انیمیشن های آموزشی در انگلستان عدم تمایل بریتانیایی ها به برنامه های سرگرم کننده کوتاه و توجه به مضامین اخلاقی، تاریخی و علمی بود. بنابراین متحرک سازان، زمینه های مناسب کار را در ساخت فیلم آموزشی و آثار تبلیغاتی یافتند.۳۳۳ در اینجا می توان گفت که همیشه این دولت و سیاست های دولتی یا سلیقه شرکت ها نیستند که مضامین را تحمیل می کنند؛ بلکه مخاطب و زمینه فرهنگی آن هم بسیار تأثیرگذار است.
آن طور که از کتاب بندازی بر می آید، در کانادا نیز علاوه بر مجموعه های بسیار خوب آموزشی، که برای تلویزیون تولید می شد، در انجمن ملی فیلم کانادا۳۳۴ به مدیریت جان گریرسون۳۳۵ نیز پیشرفت های شایان توجهی در زمینه انیمیشن آموزشی به وجود آمد.۳۳۶
کشورهای در حال توسعه، نظیر اکثر کشورهای آمریکای جنوبی، آفریقا و آسیا و اقیانوسیه،

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   با کشور مالزی و تور مالزی بیشتر آشنا شید
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید