پایان نامه با کلید واژه های نظام آموزشی، نیازسنجی، تربیت معلم

دانلود پایان نامه

آزمون فریدمن برای رتبه بندی شایستگیهای پژوهشی ………………………………………………………
60
جدول4-13: آزمون t وابسته برای تعیین فاصله بین وضع موجود و وضعیت مطلوب شایستگیهای پژوهشی……………
61
جدول 4-14 : هدف گذری برنامه های توسعه ی ظرفیت پژوهشی معلمان بر اساس شاخص CVR ……………………..
63

فصل اول
مقدمه پژوهش

بیان مسئله

بسیاری از پیچیدگیهای حرفهی معلمی، صاحب نظران را به این باور رسانده است که الگوهای رایج در تربیت معلم نمیتواند پاسخگوی نیاز معلمان برای مواجهه با پیچیدگیهای موقعیتهای واقعی تدریس باشد. بنابراین در دههی گذشته هم زمان با رشد تحقیقات در مورد تفکّر معلّم و با ارجگذاری فزاینده به نظریههای عملی معلمان (کلارک1، 1998)، کارگزار فکور به عنوان اندیشهای جدید در تربیت معلم مطرح شد. در سایهی این پدیده، واژههایی مانند «تحقیق حین عمل»، «تدریس فکورانه»، «تأمل بر عمل»، «معلم به عنوان محقق» و یا «رویکرد پژوهشی در تربیت معلمان» در بخشهای مختلف جامعهی تربیت معلم رایج شده است (زایخنر2و تاباچنیک3، 2001، به نقل ازامام جمعه و مهرمحمدی، 1384). پیشینهی توجه به پژوهشگری معلم، به دانش بدست آمده از جنبش آموزشی برمیگردد که در آن کاربرد روشهای علمی در توسعهی برنامهی درسی مورد تأکید قرار گرفت. این موضوع مربوط به زمانی میشود که باکینگهام در سال 1929، کتابی به عنوان «پژوهش برای معلمان» را تدوین نمود و در آن فصلی را به موضوع «معلم به عنوان پژوهشگر» اختصاص نمود. بعد از آن جان دیویی (1938 و 1929)، موضوع «معلم پژوهنده» را مطرح ساخت و بیان نمود برنامههای درسی زمانی مؤثر خواهند بود که معلمان به طور فعال در پژوهش درگیر شوند (یون4، پارک5، سیونگ هونگ6، 1999). معلم برای ایفای موفقیتآمیز رسالتهای حرفهای، مکلّف است خود دست به پژوهش زده، در کسب دانش جدید و معتبر حرفهای نقش داشته باشد. با دستیابی به چنین موقعیتی که در آن معلّمان یا کارگزاران اصلی تعلیم و تربیت نیز از تواناییها و قابلیتهای پژوهشی برخوردار باشند و با اتکا به آن بتوانند امر یاددهی – یادگیری را سامان بخشند، نظام آموزشی و تربیتی به مرتبهای امیدوارکننده ارتقاء مییابد و نقطهی عطفی در سیر به سوی کمال و بالندگی پدید میآید (مهرمحمدی، 1379). تحقیق عنصری اساسی در حرفه معلّمی به شمار میآید، زمانی که معلّم خود به پژوهش اقدام میکند به طور مستقیم و متفکّرانه وارد چرخه پژوهش شده و عمل آموزشی خود را شخصاً به یاری همکارانش مورد پژوهش قرار میدهد و از این طریق بینش علمی در بدنهی آموزش و پرورش زنده میشود؛ در همین راستا طرح معلم پژوهنده چند سالی است در نظام آموزشی- پژوهشی کشور و حوزهی مدیریت پژوهش، به عنوان یک چالش و رویکرد نوین پژوهشی، پا به عرصهی ظهور گذاشته است (حسن زاده، نجفی و آزادی، 1385). معلم نه به عنوان استفادهکنندهی صرف از تحقیقات آموزشی و تربیتی، بلکه به واسطهی تجارب و دانشی که در جریان فعالیت تدریس و در محیط واقعی بدست میآورد، میتواند مولّد دانش ِآموزشی نیز باشد. یافتههای پژوهشی که توسط خود معلم بدست میآید کاربردهای ملموس تری دربرخواهد داشت. بنابراین علاوه بر در نظرگرفتن نقش معمول و شناخته شده برای معلمان در زمینهی تدریس، ضروری است نقش پژوهشگری نیز برای آنان در نظر گرفته شود (مهرمحمدی، 1376). از آن جایی که رسالت آموزش و پرورش تربیت نیروی انسانی کارآمد و کارآفرین است که بتواند به صورت هدفمند و متناسب با نیاز جامعه مهارتهای لازم را کسب کند، ضرورت برنامهریزی در نظام آموزشی می بایست مبتنی بر پرورش روحیه و مهارتهای پژوهشی در معلمان و در نتیجه پرورش تفکر پژوهشی در دانشآموزان صورت گیرد تا بتواند در زیرساخت توسعهی کشور مثمرثمر واقع گردد. اعتقاد به پژوهش به عنوان یک راه کارآمد برای رسیدن به راه حل مسایل و مشکلات باید در دانش آموزان درونی شده و جزیی از نظام ارزشی و اعتقادی آنان شود؛ این امر میسر نیست مگر با تربیت معلمانی پژوهشگر، چرا که معلمان مهم ترین رکن نظام آموزشی هستند که میتوانند با الگودهی مناسب شخصیت دانش آموزان را شکل بدهند (متین، 1389). هدف اصلی معلمان پژوهشگر، نه صرفاً تولید دانش نظری، بلکه بهبود وضعیتهای نامطلوب موجود و حل مسائل مبتلابه کلاس درس و بهسازی آموزش و یادگیری در کلاسهای درس و مدرسه است (قاسمی پویا، 1382). پژوهش توسط معلمان یک فرایند مشارکتی است تا آنان به طور نقّادانه کلاسهای درس خود را مورد آزمون قرار دهند، مداخلههای آموزشی را اجرا و توسعه دهند و تأثیر این مداخلهها را مورد ارزیابی قرار دهند. این فعالیتها به معلمان اجازه میدهد در تولید و توسعهی دانش کاربردی مشارکت داشته باشند (نایت7، بودا8 و گروس9، 2001). در سند ملّی تحول بنیادین آموزش و پرورش (1390)، نیز بر توسعهی زمینهی پژوهشگری و افزایش توانمندیهای حرفهای معلمان به شکل فردی و گروهی، تبادل تجارب و دستاوردها در سطح محلی و اختصاص اعتبارات خاص برای فعالیت های پژوهشی معلمان و استفادهی بهینه از ظرفیتهای موجود برای گسترش فرهنگ تفکر و پژوهش در بین مدیران و مربیان، تأکید میگردد. بنابراین توسعهی توانمندیها و ظرفیتهای پژوهشی معلمان به عنوان یک عامل کلیدی در بالا بردن کیفیت فرایند یاددهی یادگیری مطرح است (مورای10، 2009). یکی ا
ز بخشهای مهم و ضروری ایجاد ظرفیت پژوهشی برای معلمان، فراهمسازی و حمایت از فرصتهای پژوهشی برای این پژوهشگران است تا تخصصهای خود را با کسب مهارتها و دانش و معلومات جدید از پژوهش بهبود بخشند (دیسون11 و دسفورگز12، 2002). بنابراین به تمامی منابع محیطی و مادّی، انسانی، نگرشی و فکری مورد نیاز برای انجام پژوهش یا استفاده از تحقیقات، همراه با روشها و شیوههایی که این منابع کسب میشوند، ظرفیت پژوهشی میگویند (دیسون و دسفورگز، 2001). با در نظر گرفتن این نکته که بهبود کیفیت آموزش و پرورش نیازمند افزایش توانمندیهای حرفهای معلمان است و یکی از عوامل مؤثر بر ارتقای حرفهای آنان پژوهش در کلاس درس است، آموزش و اشاعهی روشهای تحقیق در میان معلمان از جمله فرصتهایی است که منجر به توسعهی فرهنگ پژوهش در سطح مدارس و در میان معلمان خواهد شد (ساکی، 1383)؛ طبق مطالعهی دودانی13و لاپارته14(2008) آموزش پژوهش به کارکنان موجب ارتقاء ظرفیت پژوهشی آنان میگردد. همچنین مون15(2008) نیز یکی از عوامل مهم گسترش ظرفیت پژوهشی را، آموزش پژوهش در سطح دانشگاهی و غیردانشگاهی میداند. قبل از هر اقدامی در زمینهی آموزش پژوهش و توسعهی مهارتهای پژوهشی معلمان لازم است که کاستیهای پژوهشی آنها شناخته شود و بر این اساس برنامهریزی برای توسعهی مهارتهای پژوهشی آنان صورت گیرد؛ به عبارت دیگر، نقطهی آغازین برنامهریزی صحیح در جهت آموزش پژوهش به معلمان تشخیص نیازهای آموزش پژوهش و اولویتبندی آنها می باشد؛ یکی از روشهای نوین برای نیازسنجی آموزشی، روش نیازسنجی مبتنی بر شایستگی است. شایستگیها مجموعه توانمندیهای مرتبط با شغل میباشند که دارندهی آنها را قادر میسازد در سطحی بالاتر از حد متوسط به ایفای مسئولیت بپردازد (خراسانی و عیدی، 1389). نکتهی اساسی در نیازسنجی آموزش پژوهش مبتنی بر شایستگی، شناسایی شایستگیهای اساسی پژوهشی در بین معلمان و برنامه ریزی در خصوص آموزش آنهاست تا از این طریق سطح کمّی و کیفی ظرفیتهای پژوهشی معلمان بهبود یافته و منجر به توسعهی هر چه بیشتر برنامهی معلم پژوهنده در سطح کشور گردد.
در رابطه با ارزیابی عملکرد برنامهی معلم پژوهنده تا کنون پژوهشهایی انجام شده است،که در آنها موانع مشارکت در پژوهش توسط معلمان شناسایی گردیده است (حسن زاده و همکاران، 1385؛ نجفی و قلی زاده، 1388؛ فضل الهی قمشی، نوروزی، ملکی توانا، 1391) و یا دلایل ناکارآمدی آموزش پژوهش و شیوههای اقدام پژوهی مورد ارزیابی قرار گرفته است (چایچی و همکاران، 1384)؛ اما در هیچ کدام از این پژوهشها به بررسی میزان آگاهی معلمان از پژوهش، انگیزهها و فرصتهای پژوهشی آنان پرداخته نشده است؛ برای تحلیل جامع از وضعیت پژوهشی معلمان ضروری است به بررسی تخصص و دانش معلمان از پژوهش، میزان انگیزهی پژوهشی آنان و سپس بررسی فرصت ها و امکانات پژوهشی که در نظام آموزش و پرورش برای آنان ایجاد شده است به عنوان ابعاد ظرفیت پژوهشی معلمان پرداخته شود. از سوی دیگر، در زمینهی تعیین نیازهای آموزش پژوهش در خارج از آموزش و پرورش و نیازسنجی پژوهشی تاکنون مطالعاتی انجام گرفته است (عبادی فر و همکاران، 1383؛ عصاره و همکاران،1390؛ ارفع، 1391)، ولی در زمینهی نیازسنجی آموزش پژوهش به معلمان مطالعهای مرتبط و جامع انجام نشده است، لذا با در نظرگرفتن این نکته که ارتقاء ظرفیتهای پژوهشی معلمان نیازمند بهبود آموزش پژوهش به آنان میباشد، در این مطالعه به تعیین نیازهای آموزش پژوهش به معلمان با استفاده از الگوی نیازسنجی مبتنی بر شایستگی و سپس تعیین فاصلهی بین شایستگیهای پژوهشی موجود با شایستگیهای پژوهشی مطلوب به عنوان نیاز آموزش پژوهش پرداخته خواهد شد. بنابراین سوال اساسی که در این پژوهش مطرح است این است که تخصص پژوهشی، انگیزهی پژوهشی و فرصتها و امکانات پژوهشی معلمان به عنوان ابعاد ظرفیت پژوهشی به چه صورت است و اولویت بندی نیازهای آموزش پژوهش به معلمان چگونه است؟

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد درباره، احتمالی،

1-2) اهمیت و ضرورت پژوهش
معلم به عنوان اساسیترین عنصر نظام آموزشی در فرایند یاددهی-یادگیری، نقش کلیدی در موفقیت هر نظام آموزشی دارد به طوری که تحقق اهداف هر نظام آموزشی تا حد زیادی به دانش، مهارت و شایستگیهای حرفهای معلمان آن بستگی دارد. یکی از ابعاد شایستگی حرفهای معلمان، دارا بودن شایستگیها و توانمندیهای پژوهشی است که بایستی در برنامههای آموزشی معلمان مورد توجه قرار گیرد. معلمان باید کاربرد تحقیقات را در درون محیط آموزشی خود در زمینه های مختلف نگرشی و آموزشی کشف و درک کنند (حجازی، پرداختچی، شاه پسند، 1388). پژوهندگی معلم مستلزم اندیشهورزی و مجهز شدن معلمان به مهارتهای پژوهشی است، همچنین بایستی به معلمان امکانات و فرصت پژوهش داده شود تا کیفیت آموزش خود را بهبود بخشند و تصمیمات آموزشی و فعالیتهای تدریس خود را مورد ارزیابی قرار دهند، علاوه بر این، پژوهش موجب توسعهی حرفهای معلمان میگردد (موتافیدو و همکاران 2012). بنابراین آموزش پژوهش به معلمان و ایجاد فرصتهای پژوهشی در جهت گسترش مهارت و تخصص پژوهشی آنان موجب ایجاد انگیزه در آن ها برای درگیر شدن در فعالیتهای پژوهشی و در نتیجه بهبود ظرفیت پژوهشی آنها می گردد. با توجه به تأکید سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و نقشهی جامع علمی کشور بر توسعهی پژوهش در بین معلمان ضروری است پژوهشهایی به بررسی وضع موجود پژوهشگری در بین معلمان بپردازد. بنابراین در مطالعهی حاضر، نتایجی که از بررسی ظرفیت پژوهشی و نیازهای آموزش پژوهش
معلمان بدست خواهد آمد کمک خواهد کرد تا به درک بهتری از میزان تحقق اهداف نظام آموزشی در زمینهی معلم پژوهشگر دست بیابیم، و مشخص گردد تا چه حد اقدامات صورت گرفته برای بسترسازی گسترش پژوهش در بین معلمان کفایت میکند و با چه ضعفهایی در این زمینه مواجه هستیم. لذا وظیفهی کسانی که عهدهدار برنامه ریزی و هدفگذاری پژوهش در میان معلمان هستند این است که مطالعاتی را که به تولید یافتهها و اندیشههایی در زمینهی پژوهشگرایی معلمان میپردازد در جهت هر چه بهتر شدن وضعیت پژوهش در آموزش و پرورش مد نظر قرار دهند. بنابراین یافتههای این پژوهش و پژوهشهایی از این قبیل برای سیاستگذاران و برنامه ریزان پژوهش معلمان به منظور روشن شدن وضعیت موجود پژوهش در بین معلمین و میزان دستیابی به اهداف تدوین شده مفید خواهد بود.
1-3( هدفهای پژوهش
بررسی وضعیت موجود ظرفیت پژوهش

دیدگاهتان را بنویسید