تدارک منطق جدیدی بپردازد. بنظر می رسد حالت های رویایی که کودک در موقع نقاشی کردن در آن فرو می رود، فعالیت های مکانیکی برگشت به عقب جهت استحکام بخشیدن تجارب او باشد.
البته این امر جهت تکامل شخصیت او نقش اساسی را ایفا می کند و بی شک در مورد کودکان عقب مانده نیز بسیار مهم است و باعث شناخت شخصیت آنها می شود. بدین ترتیب نقاشی کودک را نباید فقط جهت شناخت پیشرفت ذهنی و عاطفی او مورد تجزیه و تحلیل قرار داد، بلکه باید آن را به عنوان وسیله ای برای آگاهی و شناخت که کم کم امکان بیان منطقی را برای کودک فراهم می آورد، مورد ارزشیابی قرار داد.۴۱۶
با توجه به توضیحات فوق و مطالب فصل دوم و سوم پیرامون انگیزش و آموزش کودکان، لزوم بررسی تأثیر انیمیشن مشوق نقاشی بر درک محتوای انیمیشن های آموزشی ملموس می گردد. معیار تأثیرپذیری از محتوا در این پژوهش، ترسیم مفاهیم تابش نور خورشید به گیاهان، کاشتن دانه گیاه و رشد آن، بارش باران روی گیاهان و نیز بارش باران پس از رعد و برق بوده است.
از میان ۵۳ نفر جامعه تحقیق، ۲۹ نفر (۷/۵۴%) موضوع و محتوایی را که آن تأثیر پذیرفته بودند مورد تأکید قرار دادند و ۲۴ نفر (۳/۴۵%) به شکلی متعادل به ترسیم پرداخته اند. در شاخص تأکید، تفاوت معناداری (۰۵/۰=α) وجود دارد.
بررسی عنصر تأکید در نقاشی کودکان بر چندین فرض ضمنی استوار است که به نشان دادن جنبه های مهم از لحاظ هیجانی در موضوع نقاشی مربوط می شود. مثلاً مکوور۴۱۷ (۱۹۴۹) معتقد است که کودکان هنگام کشیدن نقاشی بر عناصری تأکید می کنند که مخصوصاً مورد توجه ایشان است و از لحاظ شخصی برای ایشان اهمیت دارد.۴۱۸
لوکه (۱۹۲۷) معتقد است کودکان شش ساله و کوچکتر، معمولاً در نقاشی های خود به مقیاس گذاری صحیح دست نمی یابند. مشاهدات و نظراتی از این قبیل، برخی از پژوهندگان را به این نتیجه رسانده است که اندازه و مقیاس در نظر برخی هنرمندان جوان، غالباً بازتابی از اهمیت است نه تلاش در جهت مقیاس گذاری صحیح از لحاظ دیداری.۴۱۹
لوونفلد یکی از متنفذترین مدافعان و مشارحان این نظریه بوده است که کودکان از ابعاد در نقاشی خود برای نشان دادن و انتقال اهمیت موضوع استفاده می کنند.۴۲۰
در بیشتر نقاشی هایی که کودکان از خانواده ترسیم می کنند، همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشترین بار احساسی خود را، چه به صورت عشق و ستایش، و چه به صورت ترس و دلهره، بر روی او مستقر می کند. این شخصیت اصلی و یا برجسته غالباً قبل از دیگران کشیده می شود. زیرا او اولین کسی است که کودک به او فکر می کند و توجهش به او جلب می شود. این شخص، گاهی در مرکز کاغذ ترسیم می شود و نگاه های دیگر اشخاص به طرف او برمی گردد و گاهی هم اولین شخص از طرف چپ کاغذ است. این شخصیت اصلی، همیشه از دیگر اشخاص در اندازه ای بزرگتر کشیده می شود. زیرا او مهم تر از دیگران است و بیش از هر کس دیگری در زندگی کودک، فضای روانی او را اشغال کرده است و به همین علت است که در نقاشی او، این فضا به صورت بزرگتری نشان داده می شود. او در کشیدن اجزاء منسوب این شخص دقت فراوانی به کار می برد.۴۲۱
پژوهندگان دیگری (سولی۴۲۲ و های۴۲۳، ۱۹۵۷؛ کرادیک۴۲۴، ۱۹۶۱؛ سچرست۴۲۵ و والاس۴۲۶، ۱۹۶۴) نیز مطالعاتی بر اساس این فرض انجام داده اند و به این نتیجه رسیده اند که در نقاشی های انجام شده توسط کودکان، موضوعات با اهمیت بزرگتر کشیده می شوند.۴۲۷
در حالی که برخی پژوهندگان (فریمن، ۱۹۸۰؛ الیک و لاک، ۱۹۸۵) درباره وجود تأثیر کلی اهمیت بر اندازه در نقاشی کودکان تردید داشتند، تانیا فاکس۴۲۸ و چینی۴۲۹ در جدیدترین تحقیقات خود مدارکی در تأیید چنین تأثیری ارائه داده اند. آنها در دو تحقیق جداگانه دریافتند اولاً کودکان تصاویر پدر و مادر خود را بزرگتر از تصاویر سایر مردان و زنان می کشند. دوماً در بازنمایی دو پیکره مشابه، کودکان پیکره ای را که بداخلاق و زشت توصیف شده، در مقایسه با پیکره دیگر کوچکتر می کشند. «این نتیجه گیری، مدرکی است آشکار در تأیید تأثیر اهمیت موضوع از نظر کودک نقاشی کننده، بر ابعاد نقاشی.»۴۳۰
اهمیت موضوع می تواند بر میزان پرداختن به جزئیات در نقاشی کودکان نیز تأثیر قابل توجهی به جا بگذارد. در کشیدن اجزاء منسوب به شخصیتی که برای او اهمیت دارد دقت فراوانی به کار می برد. « لوازمی مثل عصا، پیپ، کیف و گردن بند او را هم می کشد و در حالیکه دیگر اشخاص را از مقابل و بی حرکت نشان می دهد، شخصیت اصلی را نیمرخ یا در حال حرکت نشان می دهد.»۴۳۱
کودک برای کشیدن یک شکل واحد، بارها و بارها اشکال مشابهی را رسم می کند. این طرح ها حکم یک کلید را دارند و بعدها همین اشکال تکراری، اندیشه مرکبی را می سازند. گاهی نیز «کودک برای ارزش دادن و برجسته کردن کسی تصویر او را چندین بار تکرار می کند. مثلاً کودکی در نقاشی اش تصویر پدرش را که شخصیت یگانه اوست نقاشی کرده که سه بار به خانه می آید و هر بار وسیله ای که به صورت سلاح است با خود می آورد. این پسر تنها فرزند خانواده است و مادرش را بسیار دوست دارد. پدرش آدم خشنی است و او را هر روز کتک می زند. این پدر خشن آن چنان او را مشوش کرده که جایی برای شخص یا اشخاص دیگری در فکر او باقی نگذاشته است و فقط او به عنوان واقعیت بیرونی در مغز کودک وجود دارد.»۴۳۲
انتخاب رنگ ها در نقاشی، پررنگ و کم رنگ کشیدن و نیز سایه زدن در نقاشی می تواند در تحلیل نقاشی توسط متخصصان نقش داشته باشند. در کنار اندازه و موقعیت فضایی، رنگ آمیزی و ترجیح رنگ نیز از احساسات کودکان و عواطف آنها تاثیر می پذیرد. برکیت و همکاران (۲۰۰۳) دریافتند که کودکان در رنگ آمیزی موضوع هایی مانند آدم، سگ و درخت تفاوت قائل می شوند. کودکان، آدم و سگ را جاندار پنداشته و در رنگ آمیزی آنها رنگ های مورد علاقه خود را برای آدم ها و رنگ های کمتر مورد علاقه را برای سگ و رنگ هایی با کمترین میزان علاقه را برای درخت به کار می برند. از سوی دیگر، کودکان رنگ های مورد علاقه را برای آدم هایی که خوب نشان داده شده اند، استفاده می کنند و رنگ های کمتر مورد علاقه را برای نقاشی هایی که فکر می کنند موضوع آنها بد هستند به کار می برند.۴۳۳
زنتنر۴۳۴ (۲۰۰۱) می گوید احتمالا دلیل انتخاب رنگ های تیره برای جنبه های منفی احساسات، زیر تأثیر تلقین های فرهنگی رسانه ها و رنگ آمیزی کتاب هاست.۴۳۵
به این ترتیب شاخص تأکید در نقاشی کودکان، از زوایای رنگ، جزئیات، اندازه و تعداد قابل مطالعه است که پژوهش حاضر به بررسی دو مورد اندازه و تعداد اکتفا نموده است. در نقاشی کودکانی که از متغیر موضوع یا محتوا تأثیر پذیرفتند، اندازه بزرگ و تکرار شکل، نشانگر تأکید بر آن بود.
تفاوت معناداری (۰۵/۰=α) در انتخاب کادر افقی و عمودی پیش و پس از تماشای انیمیشن دیده نمی شود. پیش از تماشای انیمیشن ۳۱ کودک (۵/۵۸%) کادر افقی و ۲۲ کودک (۵/۴۱%) کادر عمودی را انتخاب نموده بودند. پس از تماشای انیمیشن ۳۳ نفر آنها (۳/۶۲%) کادر افقی و ۲۰ نفرشان (۷/۳۷%) کادر عمودی را انتخاب کردند.
کودک برای نقاشی کردن صفحه ای از کاغذ در اختیار دارد. موقعیت نقاشی در این مکان محدود از منظر روان شناسی و هنری پرمعنی می باشد. انتخاب کادر از سوی کودک، نیازمند یک رشته تصمیم گیری ها است ولی تاکنون بررسی و بحث مفصلی درباره گرایش های کودکان به هنگام اتخاذ این تصمیم ها انجام نشده است. اغلب پژوهش های مربوط به این اولویت ها عمدتاً به تعیین توالی رشد و زمان آمادگی کودکان برای ورود رسمی به مدرسه توجه داشتند. گودناو و لوین۴۳۶ (۱۹۷۳) در پژوهشی نشان دادند که آفرینش و تولید شکل تابع یک رشته اصول کلی است. مثلاً یک گرایش مشترک در میان کودکان، آغاز کردن نقاشی از نقطه ای در نزدیکی لبه بالایی کاغذ و حرکت از چپ به راست است. این گونه ترجیح توالی شروع و ادامه کار را می توان در پیدایش برخی خصوصیات و ویژگی های نقاشی کودکان مؤثر دانست.۴۳۷
هنگام تماشای تلویزیون کودک همیشه با کادری روبروست که نسبت ابعاد آن در همه تلویزیون ها تقریباً ثابت است. کودک تمام مدت به این کادر چشم دوخته و حرکات و توالی نماها را در آن پی می گیرد. نسبت ابعاد تصویر فیلم در فیلم های صامت معمولا ۱: ۳۳/۱ یا ۴:۳ بود. ( رابطه میان طول و عرض یک فریم از فیلم که از تقسیم طول به عرض به دست می آید) این نسبت ابعاد که به دهانه آکادمی، دهانه کاسته و یا فریم موویتون مشهور است جنبه بین المللی یافت و صفحه تلویزیون هم با همین نسبت ابعاد ساخته شده است. جهانی ترین نسبت ابعاد تصویر فیلم در تلویزیون امروزه HD و تلویزیون دیجیتال اروپا ۱: ۷۸/۱ است.۴۳۸
در پژوهش حاضر شاخص کادر با معیار تأثیرپذیری کودکان از کادر افقی صفحه تلویزیون مورد بررسی قرار گرفت.
در شاخص موضوع، ۱۹ نفر (۸/۳۵%) باران، ۴ نفر (۵/۷%) دانه، ۶ نفر (۳/۱۱%) چمن، ۲ نفر (۸/۳%) خاک، ۱۵ نفر (۳/۲۸%) گل، ۱۸ نفر (۳۴%) ابر، ۱ نفر (۹/۱%) رعد و برق، ۱۱ نفر (۸/۲۰%) خورشید و ۷ نفر (۲/۱۳%) مداد رنگی را ترسیم نموده بودند.
در شاخص رنگ، ۱۶ کودک (۲/۳۰%) از رنگ سبز، ۹ کودک (۱۷%) از رنگ سیاه و ۳ نفر (۷/۵%) از رنگ زرد تأثیر پذیرفته بودند.
در شاخص محتوا، ۸ نفر (۱/۱۵%) از باریدن باران، ۱ نفر (۹/۱%) از کاشتن و رشد دانه گیاه، ۳ نفر (۷/۵%) از تابش خورشید بر گیاهان و ۱ نفر (۹/۱%) از بارش باران پس از رعد و برق تأثیر پذیرفتند.
در شاخص تأکید، ۲۲ نفر (۵/۴۱%) از کودکان به طور مساوی از یک یا هر دو روش تأکید بر تعداد و تأکید بر ابعاد، استفاده نموده اند.
به این ترتیب متغیر مستقل (انیمیشن مشوق نقاشی) در مورد چهار شاخص موضوع، رنگ، شکل و تأکید بر متغیر وابسته (نقاشی های کودکان پیش دبستانی) تأثیر گذار بوده و در دو شاخص کادر و محتوا بی تأثیر می باشد.
نگارنده امید دارد نتایج این پژوهش، با توجه به اطلاعات ویژه ای که از تأثیر انیمیشن های مشوق نقاشی بر نقاشی های کودکان پیش دبستانی می دهد، در شناخت مخاطب کودک مفید واقع گردیده و دست اندر کاران تولید انیمیشن را در نحوه ساخت فیلم انیمیشن و پردازش محتوای آن، به گونه ای که برای کودکان قابل درک و لذت بخش باشد یاری رساند.
فصل دهم
گزارش پروژه عملی
«ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند، به روایت یک آفتاب پرست که دمی دراز دارد!» عنوان فیلم انیمیشن کوتاهی است که برای ارائه در بخش عملی رساله ساخته شد.
شخصیت های داستان دو آفتاب پرست پدر و پسر هستند. پسر که دارای یک دم بسیار بلند است، از بدو تولد قابلیت تغییر رنگ ندارد. پدر در ابتدا از

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   با ۱۰ بستنی فروشی معروف دنیا از نگاه نشنال جئوگرافی آشنا شید
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید