منابع تحقیق درباره تصویرسازی

دانلود پایان نامه

:266)
خداوند مى خواهد از آتشى کـه در چـوب ایـنـگـونـه درخـتـان نـهـفـته شده و از آن به عنوان آتش زنه استفاده مى شود استدلال بر نهایت قدرت خود کند ، که در( شجر اخضر )درخت سبز آتش و نار آفریده است ، در حالى که جان درخت در آب است ، آب کجا و آتش کجا؟!
آن کـس کـه چـنین توانائى دارد که این آب و آتش را در کنار هم بلکه در درون هم نگهدارى کند چگونه نمى تواند مردگان را لباس ‍ حیات بپوشا ند و در رستاخیز زنده کند ؟
تکرار حرف ( ر ) در این آیه که از صفات جهری است باعث شدت و غلظت در کلام می شود . تکرار حرف (ر) در این آیه برای تذکر نعمت های الهی به بشر است که گاها همراه با انکار خدا و ناسپاسی است . لذا مثال آنقدر ساده و بدیهی است که نزدیک به ذهن اعراب بادیه نشین است و راحت تر در آن فکر می کنند . جهر کلام نیز همچون تشری بر آنها نهیب می دهد هم عقلشان و هم قلب شان را تحت تاثیر می نهد .
حرف همزه (أ) از حروف شدید انفجاری است . تکرار بیش از اندازه آن در این دو آیه ، خود دلیلی بر آن است که همه کاره ی این خلقت و هستی خداوند است . چون برخی گمان می کنند که رویاننده میوه ها و پرورش دهنده مزارع خود آنها هستند . خدا با انکار و غلظت ، کننده اصلی و مستقیم هرکاری را خودش می داند و بقیه را وسیله انجام و ایجاد امور می داند .

4-2-1-1-2- اصوات مهموس
هرگاه خداوند خواسته باشد با نرمی و لطافت با بندگانش صحبت کند از واج هایی استفاده می کند که بار معنایی لیّن و نرمی دارد مثل س، ک ، ت ، ح ف ، ه ،ح ، ش ، خ . این واج ها اغلب آهنگی لطیف و موزون و گوشنواز ایجاد می کنند که مخاطب را مجذوب خود می سازد.(حاجی زاده، 1388: 63)

4-2-1-1-2-1- سرانجام خوش بهشتیان
آیه (( لایَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لا تَأْثِیماً )) (25) «در آنجا نه لغو و بیهوده اى مى شنوند نه سخنان گناه آلود . –(( إِلّا قِیلاً سَلاماً سَلاماً )) (26) تنها سخنى که مى شنوند «سلام» است «سلام».
آنها در باغهاى بهشت نه لغو و بیهوده اى مى شنوند ، نه سخنان گناه آلود ( لا یسمعون فیها لغوا و لا تاثیما ). نـه در آنـجا دروغ و تهمت و افترا وجود دارد ، و نه استهزاء و غیبت ، نه کلمات نیش دار ، نه تـعبیرات گوشخراش ، نه سخنان لغو و بیهوده و بى اساس ، هر چه هست در آنجا لطف و صـفـا و زیـبائى و متانت و ادب و پاکى است و چه عالى است محیطى که سخنان آلوده در آن نباشد ، بیشترین ناراحتى ما در زندگى این دنیا نیز از همین سخنان لغو و بیهوده و گناه آلود و زخم زبانها و جراحات اللسان است سـپـس مى افزاید : تنها چیزى که در آنجا مى شنوند سلام است سلام ( الا قیلا سلاما سلاما ) (مکارم 1370 ، ج23 : ص226)
حرف (ث) و تکرار حرف سین در این آیه از حروف مهموس است که بر آرامش و لطافت ذهن مخاطب
می افزاید . خداوند برای اینکه آرامش و راحتی بهشتیان را برای بندگانش توصیف کند علاوه بر واژگانی که به کار برده از حروفی که تکرار آنها منجر به شکل گیری صفت همس می شود ، استفاده کرده است . لذا موسیقی درونی بین لفظ و معنا کاملا هماهنگ با نرمی و لطافت است . علاوه بر انتقال محتوایی با آرامش مطلق به ذهن و عقل مخاطب ، بر دل مومنان نیز نوری از رحمت و لطافت و آرامش خداوند تابیده می شود . اگر به جای واژه (تاثیما) واژه (ذنبا) را بیاوریم کلام از صفت همس به سمت صفت جهر خارج می شود . در نتیجه آیه بی تاثیر می شود و از طرفی توازن و آهنگ خود را از دست می دهد .

4-2-1-1-3- آوای شدید ( انفجاری )
تولید این آوا به این صورت است که به هنگام ادای آن نفس در شش ها و دیگر مجاری تنفسی حبس می -شود و لب ها باشدت بر هم قرار گرفته سپس با نهایت فشار ادا می شود . (مشکوه الدینی، 1370: 47)در سوره ی الواقعه این اصوات بیشتر با هدف تهدید مجرمان و گناهکاران به عقوبت سخت در روز قیامت آورده شده است . گویا اغلب دایره ی کاربرد این آواها برای نشان دادن عظمت کاری یا چیزی ، یا ترساندن از واقعه ای هولناک است .

4-2-1-1-3-1- توصیف حادثه ی هولناک قیامت آیه (( إذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ (1) – لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ (2) – خافِضَهٌ رافِعَهٌ (3 )) .
«هنگامى که واقعه عظیم (قیامت) واقع شود ، هیچ کس نمى تواند آن را انکار کند . (این واقعه) گروهى را پایین مى آورد و گروهى را بالا .»
مـسـائل مـربوط به قیامت در قرآن مجید معمولا با ذکر حوادث عظیم و انقلابى و کوبنده در آغاز آن تواءم است ، و این در بسیارى از سوره هاى قرآن که بحث از قیامت مى کند کاملا به چـشـم مـى خـورد ، در سـوره واقعه که بر محور معاد دور مى زند نیز همین معنى کاملا در نخستین آیاتش مشهود است .(مکارم 1370 ج 23 : ص210) .
وقـوع حادثه عبارت است از حدوث و پدید آمدن آن و کلمه ( واقعه ) صفتى است که هر حـادثـه اى را بـا آن تـوصـیـف مـى کـنند ، مى گویند : واقعه اى رخ داده ، یعنى حادثه اى پـدیـد شده و مراد از واقعه در آیه مورد بحث واقعه قیامت است و ( خافضه رافعه ) ایـن دو کـلمه دو خبر است براى ضمیرى که به واقعه بر مى گردد ، و تقدیر کلام ( هى خـافضه وهى رافعه ) است ، یعنى قیامت خافض ‍و رافع است . و خفض درست معناى خلاف رفـع را مـى دهـد ، و امـا ایـن کـه به چه حساب قیامت پایین آورنده و بالا برنده است باید گـفـت که : این تعبیر کنایه است از این که قیامت نظام عالم را زیر و رو مى کند (طباطبایی ، ج 19 ، 1376 ، 231)
تکرار حرف قاف در این سه آیه ی کوتاه کاملا مشهود است . حرف قاف از حروف جهری است که دارای بار معنایی کوبنده و هولناک است . هرگاه خدا بخواهد از عذاب و حوادث هولناک سخن بگوید از آواهای شدید انفجاری که
رابطه ی تنگاتنگی با محتوای مهم و ترسناک دارد ، استفاده می کند . البته این تصاویر چون نه جایی دیده شده اند و نه می توان آنها را به شکل محسوس بیان کرد موسیقی درونی برگرفته از این حروف خشن و کوبنده تا حدود بسیار زیادی به تصویرسازی متن کمک می کند. این طبیعی است که قدرت با شدت و غضب نشان داده شود . اگر به جای حروف شدید قاف در این آیات از حروف مهموس استفاده شود این آیات شدت و غلظت خود را از دست می دهند و واقعه قیامت به نوعی شوخی یا یک حادثه پیش پا افتاده به حساب می آید . فرضا اگر به جای (واقعه) از واژه حادثه استفاده می شد که دو حرف (ح ، ث) از صفات مهموس هستند هم تناسب بین صوت و متن برهم می ریخت و هم آهنگ و توازن آیه برهم می ریخت .

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با موضوعرضایت مشتری، وفاداری مشتری، توزیع فراوانی

4-2-1-1-3-2- سوال از معاد ، همراه با انکار
آیه (( وَ کانُوا یَقُولُونَ أَ إِذا مِتْنا وَ کُنّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنّا لَمَبْعُوثُونَ (47) – أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ (48) – قلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ (49)) .
«و مى گفتند: « هنگامى که ما مُردیم و خاک و استخوان شدیم ، آیا برانگیخته خواهیم شد؟! و آیا پدران نخستین ما ( برانگیخته مى شوند )؟!» بگو اولین و آخرین آنها (برانگیخته می شوند) .»
انـکـار قـیامت که خود سرچشمه بسیارى از گناهان است یکى دیگر از اوصاف اصحاب الشمال مى باشد ، و تعبیر به ( کانوا یقولون )نشان مى دهدکه در انکار قیامت نیز اصرار مى ورزیدند و پافشارى داشتند .
تعبیر به ( ترابا و عظاما ) ممکن است اشاره به این باشد که گوشتهاى ما تبدیل به خاک و استخوانهاى ما برهنه مى شود ، با این حال آفرینش جدید چگونه ممکن است ؟ همانها که شاید هر ذره اى از خاکشان به گوشه اى افتاده است یا جزء بدن موجود دیگرى شده است ؟ ولى در بـرابـر دلائل محکمى که بر مسئله معاد دلالت مى کند اینها یک مشت بهانه هاى واهى است سـپـس قـرآن بـه پـیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) دستور مى دهد که در پاسخ آنها بـگـو : نـه فـقـط شـمـا و پـدرانـتـان ، بـلکـه تـمـام اولیـن و آخـریـن آنها برانگیخته می شوند . ( قل ان الاولین و الاخرین). ( مکارم 1370 ج 23 : 241)
حرف (أ ، إ) یا بعبارتی همزه از اصوات شدید انفجاری است . لذا تکرار همزه در این سه آیه برای نشان دادن شدت انکار منکران معاد است که مدام به بهانه های مختلف بدنبال فرار از واقعیت معاد بودند . لذا خداوند برای نمایاندن شدت انکار آنها از تکرار مکرر همزه بهره جسته است . این هنجار افزایی در سراسر سوره ی واقعه بگونه ی شایانی آمده است که بیشتر مفهوم تکرار و شدت را القاء می کند . همزه القا کننده ی معنای تندی و خشم است .

4-2-1-1-4- اصوات رخوت (سایشی)
هنگام تلفظ اصوات رخوت ، مجرای خروج صدا تنگ تر می شود اما مانند اصوات مجهور ، مجرای خروج صدا بسته نمی شود و هوا حبس نمی شود . هوا در عین عبور از آن مخارج نوعی سایش ایجاد می کند . این اصوات در مقام های زیر به کار برده می شود . (انیس ، 1384 :23)

4-2-1-1-4-1- برشمردن نعمت های بهشتی
آیه ((وَ فاکِهَهٍ مِمّا یَتَخَیَّرُونَ (20) وَ لَحْمِ طَیْرٍ مِمّا یَشْتَهُونَ (21) . وَ حُورٌ عِینٌ (22) ))
«و میوه هایى از هر نوع که انتخاب کنند ، و گوشت پرنده از هرگونه که مایل باشند . و همسرانى از حورالعین دارند .نـوجـوانـان بـهـشـتى هر نوع میوه اى که آنها مایل باشند به آنها تقدیم مى کنند ( و فاکهه مما یتخیرون ) . و گوشت پرندگان از هر نوع که بخواهند( و لحم طیر مما یشتهون )» .
مقدم داشتن میوه بر گوشت ، به خاطر آن است که از نظر تغذیه بهتر و عالیتر است ، به علاوه میوه قبل غذا لطف دیگرى دارد. ( مکارم 1370 ج 23 : 224) کـلمه ( فاکهه و طیر )در این آیه شریفه عطف است بر کلمه ( اکواب ) و معناى آن این است که پسران بهشتى پیرامون مقربین در آمد و شدند ، یکى میوه مى آورد هر میوه اى که خود او اختیار کرده باشد ، دیگرى مرغ بریان مى آورد هر مرغى که خود او هوس کرده باشد.
سـپـس به ششمین نعمت که همسران پاک و زیبا است اشاره کرده ، مى گوید: و همسرانى از حورالعین دارند . (طباطبایی ، ج 19 ، 1376 ، 246)
در این سه آیه (ح ، خ ، ع ، ه) همگی از اصوات متوسط هستند . که در اینجا در مقام برشمردن نعمت های بهشتی آمده اند . از آنجا که در این آیات از اصوات شدید و انفجاری که بار تند و غضب ناک دارد استفاده نشده است ، به طور غیر مستقیم بار معنایی آرام و لطیف از این آیات استشمام می شود . مصوت بلند ( وو – ای ) که در این سه آیه آمده است بار معنایی نرم و لطیفی دارد . مصوت های بلند و کشیده بار معنایی نرم و لطیفی دارند و بیشتر در مواقع التماس به خدا و دعا به کار می روند . در اینجا این مصوت ها برای ذکر نعمات بهشتی و آرامش بهشتی آمده اند .

4-2-1-1-4-2- جواب خداوند به منکران خدا و منکران نعمت هایش
أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ ( 64 ) لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ (65) إِنّا لَمُغْرَمُونَ ( 66) بَلْ نَحْنُ مَحرُومُونَ (67) .
«آیا شما آن را مى رویانید یا ما مى رویانیم ؟! اگر مى خواستیم آن را مبدّل به کاه در هم کوبیده مى کردیم تا در تعجب فرو روید ! بگونه اى که مى گفتید : براستى ما زیان کرده ایم ، بلکه ما بکلى محروم شده ایم ».
کـار شما تنها افشاندن تخم است ، و ضمیر( ه) در جمله ( تزرعونه ) بـه بـذر و یا به زراعت بر مى گردد ، در قرآن کریم موارد نظیر آن بسیار اسـت ( ام نـحن الزارعون ) و یا این که ما افشانده شما را مى رویانیم و نمو مى دهیم ، تـا بـه حدى که کامل شود ، و دانه دهد ، ( لو نشاء لجع
لناه حطاما ) و اگر نمى خواستیم شـمـا را روزى دهـیـم و زراعـت را به ثمر برسانیم ، مى توانستیم آن را گیاهى به درد نـخـور کـرده ، قـبـل از رسیدن به ثمر بخشکانیم و با وزش بادها خرد و متلاشى کنیم، ( فظلتم) آن وقت است که از سرنوشت خود ( تفکهون ) تعجب مى کردید و از آفتى کـه بـه زراعتتان رسیده مى گـفـتید: ( انا لمغرمون ) به راستى در غرامت و خسارت سنگینى واقع شدیم ، مالمان و وقتمان و زحماتمان هدر گشت (بل نحن محرومون ) ، همه اینها به جهنم ، این را چه کنیم که دیگر چیزى نداریم بخوریم و یا بفروشیم و حوایج زندگى خود را فراهم سازیم . (طباطبایی ، ج 19 ، 1376، 275)
اینها نـشان مى دهد که اینهمه آوازه ها از او است ، و هم او است

دیدگاهتان را بنویسید