انواع مسکن ها چگونه پروسه درد را پایان می بخشند؟ | بیماری

: وقتی به دکتر مراجعه می کنین تا بفهمین چی دلیل شده تا درد شدیدی رو تحمل کنین، دکتر شاید از شما می پرسد «بگو کجایت درد می کنه».اما یه کودک شک نداشته باشین نمی تونه بگه چه یه تیکه از بدنش درد می کنه و به نشون دادن اون عضو اکتفا می کنه. معده، گلو، سر یا هر جای دیگه. هر کدوم از این اعضا به علتی خاص درد گرفتن و دکتر خوب می دونه که چه تجویز کنه تا آرامش دردهای مریض باشه.

امتیاز خبر: ۹۶ از ۱۰۰ تعداد رای دهندگان ۷

سایت دیجیاتو -محسن وفانژاد: وقتی به دکتر مراجعه می کنین تا بفهمین چی دلیل شده تا درد شدیدی رو تحمل کنین، دکتر شاید از شما می پرسد «بگو کجایت درد می کنه».اما یه کودک شک نداشته باشین نمی تونه بگه چه یه تیکه از بدنش درد می کنه و به نشون دادن اون عضو اکتفا می کنه. معده، گلو، سر یا هر جای دیگه. هر کدوم از این اعضا به علتی خاص درد گرفتن و دکتر خوب می دونه که چه تجویز کنه تا آرامش دردهای مریض باشه.

: شکلای جور واجور مسکن ها چیجوری روند درد رو پایان می بخشن؟

با این حال، شاید تعجب برانگیز باشه که یه قرص کوچیک، چیجوری محل دقیق درد رو شناسایی کرده و فقط روی اون ناحیه اثر میذاره. در دنیای علم و پزشکی اما مسکنا خیلی مثل گلولهای جادویی نیستن. در واقع بهتره بگیم گلولهای شاتگانی هستن که مستقیما به طرف هدف نشونه رفته و اونو نابود میسازن.
اعضای تشکیل دهنده مسکن از راه جریان خون در کل بدن گشت و گذار می کنن، هدف رو پیدا کرده و به اون حمله میکنن تا اونو به طور کامل نابود کنن. پس وقتی سردرد دارین و یه مسکن می خورید، باید چند دقیقه صبر کنین تا قرص جذب شده، وارد جریان خون شه و گردش کاملی طی چند دقیقه در سراسر بدن داشته باشه، تا در آخر هدف خود رو پیدا کرده و اونو سرکوب کنه.
سیستم عصبی بدن خود رو مثل یه شبکه گسترده از سیما تصور کنین که همه جا انشعاباتی بزرگ و کوچیک دارن و این سیما همه به یه هسته مرکزی می رن. این هسته مرکزیه که اطلاعات رو دریافت کرده، پردازش می کنه و معنی اونو به شما میگه. اگه دل درد دارین، این پیام در مغز ترجمه شده و احساس درد به وسیله این عضو درک می شه.
حالا اگه می خواین این اطلاعات به دست هسته مرکزی نرسند، باید طوری رابطه این سیما با مغز رو قطع کنین یا در میونه راه، پیام رو از اونا بدزدید. مسکنا دقیقا این کار رو انجام میدن، اما هر کدوم به روشی متفاوت.
هر کدوم از داروها، انگار این رابطه رو غیر فعال می کنن. مسکنا، بدون بستن جریانای الکتریکی سیستم عصبی و تحریک درک حسی از اندازه درد می کاهند. داروهای ضد التهابی، با کاهش التهاب بدن از دمای بدن می کاهند یا مهارکنندهای انتخابی کوکس پیام رو متوقف می کنن. مخدرها هم با کاهش درد سیگنالا در مغز و سیستم عصبی به این روند کمک می کنن. هیچ کدوم از این داروها اگه به کار نیاد، دکتر داروهای بیهوش کننده یا بی حس کننده رو تجویز می کنه که یا به صورت مقطعی مریض رو از هوش می بره یا ناحیه خاصی رو به طور کامل بی حس می کنه.
پس، راهکارهای این چنینی قرار نیس به مقابله با عامل درد برن و اونو از بین ببرن، بلکه فقط سیستم عصبی رو کمی بی حس و حال کرده تا اندازه درد کمتری رو متحمل شیم. واسه درک بهتر، بهتره به مطالعه فیزیولوژی درد بپردازیم.

واسه آگاهی پیدا کردن از معنی درد، فیلسوفا، دکترها و محققین ده ها مطالعه کردن. در شرق دور، با معنی تناسب میان نیروهای یین و یانگ این مسئله توصیف شده و در یونان باستان یا ایران هم داشنمندان بسیار مطالعه داشتن که از جمله اونا میشه به پژوهشای ابوعلی سینا اشاره کرد. در فرهنگای جور واجور هم تفکرات متنوعی مطرح شده.
تلاش واسه تفهیم بحث «درد» اوایل قرن ۱۹ شروع شد و به قرن ۲۰ ادامه پیدا کرد اما پیشرفت علم پزشکی و لوازم فناورانه طی ۴۰ سال پیش دلیل شده تا اطلاعات ما در مورد این مسئله شدیدا زیاد شه.
بذارین یه مثال بزنیم. شما حواس تون جای دیگه ایه و یهو دست خودتون رو به یه قابلمه داغ می زنید و می سوزونین. بدون این دست اون دست کردن، بازو و دست شما عکس العمل نشون داده و از قابلمه داغ فاصله میگیره و شما درد رو احساس می کنین چون شبکه ای از اعصاب تخصص یافته به نام «گیرنده درد» فعال می شن.
برخلاف دیگه شکلای جور واجور سلولای عصبی، گیرنده های درد فقط وقتی که یه چیز دردناک رو احساس کنن عکس العمل نشون داده و متوجه اون می شن، مثل دما یا فشار بسیار بالا. وقتی این اتفاق اتفاق می افته، سلولای عصبی، عامل درد رو به سیگنالای الکتریکی تبدیل کرده و اونو به مغز پست می کنن.
پایانه عصبی سلولا تغییر شکل داده، منافذی ایجاد می شه و یونای مثبت مثل کلسیم و سدیم حمله میارن. ورود حجم بزرگی از یونا دلیل کاهش ولتاز در غشای سلول شده و انرژی پتانسیل الکتریکی تولید می کنه. هر چی این عامل دردناک خارجی بزرگ تر باشه، سیگنال هم بزرگ تر می شه.
با این حال، باید خوشحال باشیم که اینجور رفلکسی در بدن ما هست. فرض کنین بدون اینکه احساس درد کنیم، ده-پونزده ثانیه دستمون رو به قابلمه داغ بچسبونیم. نتیجه اش نابودسازی کامل پوست دست و البته کباب شدن عضله های دست هستش.

اما حالا چیجوری با این احساس مقابله کنیم؟
یه راه منطقی و ساده، قطع رابطه بین سلولای گیرنده پیام درد و مغز به عنوان هسته اصلیه. خونواده ایبوبروفن دقیقا همین کار رو می کنن. ایبوبروفن به سلول آسیب دیده می رسه و اونو از منتشر کردن پروستاگلندین بیشتر به عنوان محرک درد منع می کنه.
ایبوبروفن خود در دسته داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی یا NSAID قرار میگیره. این داروها محل التهاب رو شناسایی کرده و ازش جلوگیری می کنن تا درد کم بشه. آسپیرین، ایبوبروفن و ناپروکسن سدیم از این دسته داروها هستن.
استامینوفنا اما محل عملکردشون مغز و سیستم عصبی مرکزیه و در این ناحیه جلوی درد رو می گیرن، هرچند محققین هنوز به طور کامل از نوع کارکرد اون مطمئن نیستن.
هم داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی و هم استامینوفن، به دسته مسکنای غیر مخدر تعلق دارن. کلی داروهای غیر مخدر با کنترل آنزیمای سیکلواکسیژناز (کوکس) و سیکلواکسیژناز-۲ کار می کنن. این آنزیما دلیل تبدیل چربی به پروستاگلندین و در نتیجه انتقال درد می شن. بدون پروستاگلندین پیامی هم وجود نداره و اگه جلوی ساخت اون گرفته شه، یعنی درد از بین میره.
واسه پایین اومدن دردهای شدیدتر، پزشکان به تجویز مخدرهایی مثل مورفین و کودئین روی میارن. کارکرد مخدرها فوق العاده حیرت انگیزه. تصور کنین بعضیا جاسوس به دروازه شهر حمله کرده و نگهبانا رو از پای در بیارن و خود جای اونا رو پر کنن. در این صورت، هر چی که محافظان جدید تشخیص بدن اجازه عبور و مرور داره. یعنی دیگه، مخدرها جایگاه ناقلین میان سلولای عصبی رو می گیرن.
به هر حال، باید این تصور رو از ذهن بیرون کنیم که مسکنا می دونن کجای ما درد می کنه. اینطوری نیس، اون پزشکه که خوب میفهمه واسه چه دردی، چه مسکنی تجویز کنه.

منبع :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *