احتمالاً خطرناک خواهند بود.»۱۶۴
«تقابل و بیان احساسات باز داشته شده یا سرکوب شده تأثیری شفابخش دارد. به عنوان مثال، دختر بچه ای که رشک و خصومت سرکوب شده خود نسبت به برادر کوچکترش را در یک نقاشی بیان می کند، از این رهگذر به نوعی رهایی از کشمکش ها و تنش های حاصل از این احساسات خواهد رسید.»۱۶۵
۵-۲-۳: هنر درمانی: کاربرد هنر به عنوان یک شیوه درمانی در اختلالات روانی و شخصیتی سالیان دراز است که نظر محققین را به خود جلب کرده است و نقش مؤثر خویش را با توجه به درگیر ساختن انواع بیماران روانی در فعالیت های مختلفی مثل نقاشی آشکار ساخته است.۱۶۶
هنر درمانی از شاخه های هنر می باشد و عبارت است از: «کاربرد مواد هنری برای بیان و توانمند ساختن بیمار از طریق شناخت و حل تعارضات درونی خود در حضور هنر درمانگر آموزش دیده». در هنردرمانی بیماران به مهارت یا تجربه قبلی در زمینه هنر نیاز ندارند بلکه از طریق خلق آثار هنری و بازتاب آن در محصول و فرآیند کار خویش، آگاهی از خویش و دیگران را افزایش داده و احساسات مثبت و اعتماد به نفس را در خود تقویت می کنند.۱۶۷
کاریگان۱۶۸ (۱۹۹۳) استفاده از هنرهایی همچون نقاشی، رقص، موسیقی و غیره در فرآیند مشاوره را می توان هنردرمانی می نامدو معتقد است از راه هنردرمانی، بیماران می توانند خود را به گونه ای خلاق ابراز کنند و احساس خشم، ترس و دیگر احساس های منفی خود را کاهش دهند. هنردرمانی کمک می کند فرد اعتماد به نفس خود را افزوده و به گونه ای خلاق و مؤثر با مشکلات کنار بیاید.۱۶۹
هنردرمانی به افراد کمک می کند تا بدون آنکه با درمانگر تماس کلامی مستقیم داشته باشند، احساس خود را متجلی سازند. درمانگر نیز می تواند از هنر به منظور شناخت بهتر درمان جو بهره ببرد. نقاشی کمک می کند تا درمان جو حرف هایی را که نمی تواند به زبان بیاورد با قلم و کاغذ بیان کند.
روان شناسان از سالیان گذشته بر این باور بوده اند که نقاشی کودک فرآورده ای ورای جنبه های شناختی و ادراکی – حرکتی است و احساس ها و عواطف نیز در آفرینش آن دخالت دارد. برای مثال، اندازه و موقعیت فضایی محتوای نقاشی تحت تأثیر احساسات و عواطف کودک قرار دارد. در کنار اندازه و موقعیت فضایی، رنگ آمیزی و ترجیح رنگ نیز از عواطف کودکان تأثیر می پذیرد.۱۷۰
تمام رویکردهای بالینی – فرافکنانه در هنردرمانی بر اساس نظریه روانکاوی فروید شکل گرفت. فروید معتقد بود رؤیاها که تصویر امیال شکل گرفته هستند با هنر، فرافکنی و نمایان می شوند.
یونگ می نویسد: «میان اثر هنری و آفریننده اش روابط بس تنگاتنگی هست و رشته های ناگسستنی آنان را به یکدیگر می پیوندد.» بر طبق نظر یونگ هر هنرمندی خواه بداند یا نه، اثر هنری را در خود “می رویاند”. نسبت هنرمند با اثرش درست همچون نسبت مادری است با فرزندش.
از شاخه های هنر، نقاشی است که فعالیتی شخصی می باشد و از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد. شیلر معتقد است انسانها ذاتاً فعالند و بازی یکی از شیوه های تخلیه انرژی اضافی است. لذا نقاشی می تواند به مقوله نوعی بازی برای کودکان مطرح باشد، از دیدگاه نظریه روانکاوی نقاشی به منزله فعالیتی بالینی – فرافکنی است. یعنی از طریق نقاشی فرد می تواند آنچه را که در ضمیر ناخودآگاه دارد و احتمالاً باعث ناراحتی و اضطرابش می شود را بیان کند.
در میان فعالیت های کودک، نقاشی فعالیتی است که از تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی تأثیر می پذیرد؛ به همین دلیل به مقیاس وسیع در روان درمانگری به کار گرفته می شود.۱۷۱
دالی (۱۹۸۴) معتقد است که هنردرمانی، شیوه ای است برای بیان احساسات درآمیخته و کاملاً مفهوم نشده و تلاش برای ایجاد وضوح و نظم در آنها. زیرا در مورد کودکان، که ممکن است در اغلب موارد فاقد نام گذاری لفظی برای بسیاری از احساس های خویش باشند، بیان به کمک تصاویر می تواند مخصوصاً مفید واقع شود.
منظور از ارتباط در هنردرمانی، برقرار کردن ارتباط بین کودک (درمانجو) و درمانگر است. گفته می شود که ارتباط تصویری، در مواردی که کودک قادر به صحبت کردن درباره احساس ها و تجربه های خود نیست یا تمایلی به این کار ندارد، می تواند امتیازات ویژه ای داشته باشد.۱۷۲
هر چند منطقاً می پذیریم که نقاشی هایی که هنردرمانی کشیده می شوند، تحت تأثیر نهاده های درمانگر و نیز کودک است و به قول دالی: «هنردرمانی راهی برای بیان احساسات مغشوش درک ناشده، از طریق هدایت آنها به وضوح و نظم است»؛ اما باید توجه داشته باشیم منطق به کارگیری هنر به مثابه نوعی درمان، شبیه مفهوم جذب در نظر پیاژه است و تا جایی که کودکان از نقاشی خود برای بازسازی رویدادهای شخصی استفاده می کنند، این آثار می توانند در خدمت نوعی کارکرد جذبی قرار گیرند؛ ولی روشن نیست که کودکان نقاشی هایی را به این منظور می کشند یا خیر. به هر حال، پیاژه اغلب نقاشی ها را برخلاف سایر شکل های بازی، کوششی برای بازنمایی دنیای واقعی به شمار می آورد. بنابراین، وجوه مشترک آنها، با پیدایش تصاویر ذهنی نقاشی های مدرن بسیار زیاد است.۱۷۳
برای استفاده از فواید و ارزش های نقاشی باید «کودک بتواند آزادانه به بیان بپردازد. در این میان نقاشی خانواده، به ویژه، به کودک امکان می دهد تا تمایلات واپس زده به ناخودآگاه خویش را فرافکنی کند و از این طریق از احساسات واقعی خود نسبت به بستگانش به راحتی سخن بگوید.»۱۷۴
کودک در نقاشی «موجودیت خود و دیگران یا چگونگی احساس زیستن خود و دیگران را فرافکنی می نماید.»۱۷۵
هنردرمانی، به شکلی که غالباً عملی می شود، بر این فرض استوار است که بیان هیجانات در هنر، دارای پاره ای امتیازات درمانی است. در این روش، درمانجو ترغیب می شود که چندین طرح خطی (یا نقاشی، مدل، پیکره و مانند اینها) در حضور درمانگری که کودک را در جریان انجام کار هنری نیز راهنمایی خواهد کرد، بکشد. گاهی، به کودک گفته می شود هر آنچه را که خود دوست دارد نقاشی کند و گاه ممکن است درمانگر دستوری صریح بدهد. مثلاً بگوید «اعضای خانواده ات را نقاشی کن».
گارتر و میلر۱۷۶ (۱۹۷۵) در یک برنامه تجربی که برای هشت کودک ۷ تا ۱۱ سال با دو خط پایه طراحی کردند، به تحقیق در مورد این فرض پرداختند که فعالیت های هنری قادرند، رشد آگاهی ادراکی و مهارت های دستی را افزایش دهند و می توانند راه مؤثری برای پیشرفت ادراک و فعالیت های حرکتی کودکان دارای ناتوانی یادگیری باشند. نتیجه برنامه شش هفته ای آنان که به وسیله آزمون فراستیک اندازه گیری شد، تفاوت آماری معنی داری را نشان داد.۱۷۷
نقاشی در کودکان کم توان ذهنی نیز همچون کودکان عادی بسیار مهم است و آموزش آن در قالبی چون هنردرمانی یا نقاشی درمانی می تواند موجب تسهیل یادگیری و آموزش مهارت های اجتماعی، و مهارت های ابراز وجود، اعتماد به نفس، کاهش استرس و اضطراب، ایفای نقش و نیز افزایش قدرت شناخت و ادراک در این دسته از کودکان شود.
علاوه بر افزایش قدرت درک و شناخت با کمک نقاشی در کودکان کم توان ذهنی، این هنر تجسمی می تواند به لحاظ انعطاف پذیری و دارا بودن حس زیبایی شناختی در برنامه های درسی کودکان کم توان ذهنی انعطاف پذیری ایجاد کرده و یادگیری آنها را در مهارت هایی چون خواندن، نوشتن و محاسبه افزایش دهد. ۱۷۸
پارکر و آشر۱۷۹(۱۹۸۷) مطالعه و معالجه پرخاشگری و اضطراب در کودکان را از موارد کاربردی هنردرمانی می دانند. به علت تأثیرهای زیان آور پرخاشگری بر فرآیند رشد کودکان، پرخاشگری در دوره کودکی یکی از مشکلات سازگاری بوده که در دهه های گذشته در سطح وسیعی مورد مطالعه قرار گرفته است.۱۸۰
ریس۱۸۱ ۱۹۹۰، (به نقل از ویلی و اینک۱۸۲، ۱۹۹۷) ، گزارش کرده است که در یک نمونه ۲۰۵ نفری از افراد با سطوح مختلف کم توانی ذهنی، پرخاشگری به عنوان عمده ترین مشکلات هجده تا بیست و پنج درصد افراد به شمار می رفت که یکی از موانع اساسی برای توان بخشی آنان بوده و سبب محدودیت در تعامل های اجتماعی آنها می شد. بنابراین ارائه راهبردها و برنامه های مداخله گرانه که بتوانند باعث کاهش رفتارهای پرخاشگرانه شوند، امکان اثربخشی و کارایی برنامه های آموزشی و توان بخشی را ارتقاء می بخشد. ۱۸۳
نوری (۱۳۸۰) در یک پژوهش تجربی که در مورد دو گروه ۳۰ نفری از دانش آموزان کم توان ذهنی دارای رفتارهای پرخاشگرایانه انجام داد، نقاشی درمانی را در طی ۱۲ جلسه در گروه آزمایشی به کار گرفت. بررسی های آماری به عمل آمده نشانگر تفاوت آماری معنی دار در کاهش میزان پرخاشگری دانش آموزان گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل بود.۱۸۴
هنردرمانی در درمان اضطراب نیز مؤثر واقع گردیده است. یونگ هرگاه به بحران های شخصی دچار می شد به هنر روی می آورد و این روش را به بیماران خود نیز توصیه می کرد.
همچنین عطاری، شفیع آبادی و سلیمی در پژوهشی تحت عنوان “اثربخشی آموزش هنر نقاشی بر کاهش میزان اضطراب دانش آموزان پسر ابتدایی” که در سال ۱۳۸۹ انجام گرفت، دریافتند آموزش هنر نقاشی بر کاهش میزان اضطراب دانش آموزان پسر ابتدایی مؤثر بوده است.۱۸۵
در سال ۱۳۸۱ فدایی، جم نژاد و مزینانی طی پژوهشی به این نتیجه رسیدند که طراحی و نقاشی بر کاهش میزان اضطراب بیماران اسکیزوفرنیک تأثیر دارد.۱۸۶
۵-۳: مراحل تکامل
بررسی هایی که توسط کلوگ در مورد کودکان کشورهای مختلف جهان صورت گرفته، نشان می دهد که از نقش کشیدن های ساده گرفته تا نقاشی های پیچیده این کودکان، مبانی بنیادی وجود دارند که نزد تمام کودکان دنیا یکسان هستند.۱۸۷
نوزاد از آغاز تولد، لحظات کوتاهی توجهش به حرکاتی که در میدان دید او انجام می گیرد جلب می شود و این حرکات را با چشمانش تعقیب می کند. کمی بعد او سرش را هم اندکی به طرف اشیاء و یا اشخاص در حال حرکت می گرداند.۱۸۸
در سال ۱۹۷۲ بوور۱۸۹ در آزمایشی نشان داد که برخلاف عقیده عمومی، نوزاد چند ماهه کاملاً قادر است بین تصویرهای دوبعدی و سه بعدی اشیاء تمایز قائل شود، جهت های مختلف را در فضا تعقیب کند و بنا بر گفته بریمر۱۹۰ به کمک ذهن و مغز خود از میان چند شیء یکی را برگزیند.۱۹۱
او در چند ماهگی متوجه می شود که برخی از اشیاء که بر سطح چیزی کشیده و یا پرتاب شوند اثری از خود باقی می گذارند.
کراتی۱۹۲ گفته است اگر کودک فرصت و امکان تماس با اشیائی را بیابد که در اطراف او وجود دارند و بتواند که آنها را آزمایش کند، خیلی زود متوجه می شود که مداد و قلم و خودکار و گچ جزء آن دسته از اشیاء قرار دارند که از خود اثری مشخص بر سطوح مختلف بر جای می گذارند.۱۹۳
بیان خودبخودی مسلماً نخستین شیوه بیان است که مشخص

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژگانداستان کوتاه، زاویه دید، ادبیات داستانی، عناصر داستان
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید