همواره نگران این مسئله بوده اند که تماشای تلویزیون ممکن است برخی از این رفتارهای کلیشه ای و نادرست را در وجود کودکان نهادینه سازد، ضمن اینکه گاهی اوقات انیمشن های آموزشی بیشتر گمراه کننده هستند تا آموزشی و ممکن است این اطلاعات نادرست جایگزین مطالعه کودکان شود و به عملکرد آموزشی آنها در مدرسه لطمه وارد سازد.۲۸۹
در ادامه خواهیم دید علیرغم تأکیدی که به لحاظ آموزش های ضد اجتماعی بر احتمال مضر بودن تلویزیون می شود، تلویزیون می تواند فواید کلی برای کودکان داشته باشد می تواند آنها را با جنبه هایی از زندگی آشنا سازد که به هیچ صورت دیگر امکان اطلاع از آن را ندارند. تلویزیون می تواند ابزاری ارزشمند نه تنها برای مشغول کردن کودکان باشد، بلکه اگر به شکل صحیحی استفاده شود می تواند نقش بسیار ارزنده ای در جهت آموزش های مفید و کاربردی برای یافتن مهارت های درست زندگی فراهم کند. از ویژگی های مهم کودکان شناخت محدود آنها از کلیه جنبه های مادی و اجتماعی است که در آن زندگی می کنند. آنها در هر مرحله از دوران کودکی شان، شناخت ها و توانایی ها و مهارت هایی را کسب می کنند و نیز در هر یک از این مراحل با محدودیت ها و ناتوانی های خاصی رو به رو هستند. البته این همان رشد و حرکت به سوی تکامل است که برای سازندگان انیمیشن آموزشی لازم است تا این محدودیت های شناختی رده های سنی مخاطبان شان را دریابند و در هر مرحله تلاش کنند تا دید آنها را نسبت به هریک از این جنبه ها گسترش دهند. برای شناخت مخاطبان خود می توان به نظریات و گفته های روان شناسان مطرح در مورد مراحل رشد کودک، نیاز هایش، ضعف ها و قوت هایش رجوع کند.
۶-۵: تأثیر تلویزیون بر کودکان
یکی از مناقشه انگیزترین حوزه های پژوهشی در گستره اثرهای رسانه ای، رابطه کودکان و تلویزیون است. نقشی که تلویزیون در دنیای کودکان ایفا می کند از دیرباز و از نخستین روزهای ظهور تلویزیون مورد بررسی قرار گرفته است و توجه به نقش و تأثیرهای مثبت و منفی تلویزیون در رشد و سازگاری کودکان همواره حجم زیادی از پژوهش در گستره رابطه رسانه – مخاطب را به خود اختصاص داده است.
تحقیقات نشان می دهد که محتوای برنامه تلویزیونی می تواند بر اطلاعات، نگرش ها و رفتارهای کودکان اثر بگذارد. البته واقعیت این است که تأثیر بر انواع خاصی از محتوا محدود نمی شود و محتوای مثبت و منفی، محتواهایی با هدف اولیه آگاه ساختن، تعلیم دادن و ترغیب کردن و یا سرگرم کردن همچنین محتوای با بازیگر زنده، نقاشی متحرک تمثیلی یا محتوای جدی و تمام برنامه هایی که هدفشان ایجاد، تشدید و یا تغییر اطلاعات، عقاید، مهارت ها، احساس ها، نگرش ها و رفتارها هستند، همگی مؤثرند. در عین حال تأثیر به شرایط خاصی از تماشا محدود نمی شود. تماشا در خانه به تنهایی، تماشا در خانه با دیگران، در خانه دوست و یا آزمایشگاه تحقیق نیز دارای تأثیر است. تأثیر حتی به کودکان خاصی محدود نمی شود و می توان آن را میان دو جنس (پسر و دختر) بسیاری از گروه های نژادی و قومی، طبقات مختلف اجتماعی، بسیاری از ادیان، مناطق مختلف جغرافیایی، تمام سطوح هوشی و بسیاری از سطوح سازگاری روانی و اجتماعی مشاهده کرد. شکی نیست تمام افرادی که به ستایش و یا انتقاد از برنامه تلویزیون می پردازند عقیده درستی در این مورد دارند که این رسانه می تواند برنامه هایی را ارائه کند که برای کودکان مفید یا زیانبار باشند.۲۹۰
کودکانی که اغلب به تماشای برنامه تلویزیون می نشینند نسبت به کودکانی که محتوای متفاوتی را تماشا می کنند و یا تجربه های بی ربطی به آنها ارائه می شود (مثل رفتار پرخاشگرانه، خواستن محصولات آگهی شده و یا آگاهی یافتن در مورد کشورهای دیگر) و برای انواع اثرهای دیگر (از جمله اطلاعات نگرش رفتار یا اکتساب) نشان داده شده اند. اثرها معمولاً در طرح هایی که از روش های آزمایشی سود می جویند در مقایسه با روش هایی که اعتبار بومی شناسی کمتری دارند روشن تر و محکم ترند و نقش علنی تلویزیون نیز از ابهام کمتری برخوردار است. سوالی که اغلب اوقات مطرح می شود این است که آیا تأثیرهای محتوایی که به وسیله تلویزیون منتقل می شود همانند تأثیر همان محتوا است که به شیوه دیگر انتقال می یابد؟ با مقایسه کودکانی که محتوا را از تلویزیون گرفته اند و کودکانی که همان محتوا را از والدین، همسالان، معلم ها، فیلم ها و کتاب ها و یا رادیو آموخته اند، مشاهده می کنیم که میان این نوع دو آموخته تفاوت مشخص و معنی داری وجود ندارد.۲۹۱
برای اکثریت اطفال در دنیا تماشای تلویزیون (با وجود تمام اشکالاتی که پیش می آورد) می تواند تجربه ای لذت بخش باشد. اما برای پاره ای از اطفال که نمی توانند دنیای فانتزی و تخیل آمیز تلویزیون را از دنیای واقعیات جدا کنند، تلویزیون می تواند به صورت تجربه ای ناگوار در بیاید. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که:
۱- یک برنامه معین تلویزیونی نمی تواند بر روی تمام اطفالی که آن را مشاهده می کنند به یک صورت تأثیر بگذارد.
۲- یک کودک معین از تمام برنامه های تلویزیونی که مشاهده می کند به یک صورت و اندازه متاثر نمی شود.
تحقیقات پین فاند۲۹۲ در سال های ۱۹۳۰ در آمریکا در مورد تأثیرات فیلم ها بر روی کودکان مؤید این نکته بود که تماشای فیلم ها بر روی کودکان تأثیر بسیاری زیادی بر جای می گذارد و نکات و مسائل متعددی را به آنها می آموزد. از این گذشته فکر و گرایش کودکان بر اثر تماشای فیلم ها تغییر پیدا می کند. منتها این تغییر به صورتی نیست که پس از برخورد کودک با موضوع یک فیلم مخصوص به چشم بخورد، بلکه پس از تماشای چندین فیلم و تکرار معین قدرت خود را آشکار می سازد. همچنین وقتی کودک نسبت به آنچه می بیند صاحب حس تشخیص قوی نیست و در نتیجه نمی تواند مثل افراد بزرگسال خود را از آن جدا احساس کند، تأثیر روانی برنامه شدیدتر خواهد بود. ادراک و شناسایی طفل از حوادث و موضوعاتی که به صورت گوناگون تصویر می شود، تابع رشد ذهنی اوست.۲۹۳
دیدگاه کاملاً متضاد دیگری نیز وجود دارد که معتقد است تلویزیون دیدگاه های جدید و نمونه هایی از چگونگی رفتار را به بینندگان تزریق نمی کند و در واقع آنها ظرف توخالی نیستند که بدون تفکر چیزی را بپذیرند. چندین روش وجود دارد که کودکان به آن روش ها یاد می گیرند که تلویزیون را بفهمند و داوری های پیچیده دربارهی برنامه ها انجام دهند. مانند:
۱- درک کودکان نسبت به ویژگی های بارز شکل و قالب برنامه ها
۲- توانایی کودکان برای دنبال کردن روایت ها و قصه های تلویزیون
۳- توانایی متمایز کردن مسائل واقعی از خیالی در کودکان
۴- قضاوت های کودکان درباره شخصیت ها و کردار آنها۲۹۴
البته نباید این نکته را از یاد برد که تأثیر تلویزیون و برنامه های آن در کودکان بیش از هر چیز بستگی به خصوصیات روانی و روابط اجتماعی آنها دارد. ممکن است کودکان به دلیل محرکه های فیزیکی که از برنامه ای ایجاد می شود به تلویزیون توجه کنند. برای مثال به دلیل صداهای جالب توجهی که می شناسد، تغییر زیر و بمی موسیقی یا دیگر جلوه های صوتی، اغلب پژوهشگرانی که روی درک کودکان از تلویزیون تحقیق می کنند بر دگرگونی هایی تأکید کرده اند که با بالاتر رفتن سن گسترده تر می شوند.
اگر چه گرایشات سنی تنها عامل مهم محسوب نمی شوند، توجه به شکل و محتوای برنامه ها و نیز چگونگی تأثیر آنها بر استنباط و رشد درک افراد حائز اهمیت است. ممکن است کودکان زیر شش سال در توانایی درک برنامه هایی که از تلویزیون تماشا می کنند، مشکلات خاصی را تجربه کنند. ممکن است آنها بتوانند قسمتی یا صحنه های مجزای برنامه ای را که تماشا کرده اند به خاطر آوردند اما نمی تواند تمام بخش های یک داستان را طوری در کنار هم قرار دهند که مجموعه ای به هم پیوسته را تشکیل دهد. به طور کلی در این سن ذهن کودکان درگیر زندگی در زمان حال است و در پیوند دادن تکه های آغازین، میانی و پایانی برنامه ها که در نقطه های زمانی متفاوتی ظاهر می شوند با مشکل مواجه می شوند. چرا که فرآیند تفکر آنها هنوز به قدر کافی پرورش نیافته است و از قابلیت استدلال استنباطی عاجز هستند.۲۹۵
رایدین۲۹۶ و همکارانش روی درک کودکان پیش دبستانی تحقیق می کردند اما این کار را نه تنها به خاطر به دست آوردن روشی که بینشی نسبت به درک کودکان از تلویزیون در اختیارشان قرار می داد انجام دادند، بلکه کاری که آنها انجام دادند، تحقیقات سازندهای بود که می توانست ایده هایی برای تولید برنامه های بهتر در اختیار تولیدکنندگان قرار دهد. در بررسی برنامه “دو مورچه بیشتر از چهار فیل هستند” مشخص شد که با وجود لذت بردن کودکان و والدینشان، آموزگاران و دیگر منتقدان ادعا کردند که به علت سرعت زیاد فیلم و محتوای برنامه که نمی توانست کنجکاوی کودکان را برای یافتن معنای عمیق تر تحریک کند مناسب نبوده است. این انتقادها موجب تحقیقات بیشتر روی برنامه ای شد که “ماجرای یک دانه” نام داشت. این مطالعه درباره درک کودکان و حفظ اطلاعات و تأثیر موضوعات گنجانده شده در برنامه که با موضوع اصلی ارتباطی نداشت تحقیق می کرد. رایدین دریافت که تکرار اطلاعات یادگیری را تقویت می کند اما جزئیات نامربوط موجب کاهش توانایی به یاد سپاری موضوعات واقعی می شود.۲۹۷
تلویزیون می تواند تجربیات بسیاری در اختیار کودکان قرار دهد. نباید همه تجربیاتی که تلویزیون در اختیار می گذارد به مثابه تجربیات بد تصور شود. در واقع هم تلویزیون می تواند کودکان را با علومی آشنا کند و هم آنها را از مزایای دیگری بهره مند سازد که از طریق هیچ منبع دیگری امکان پذیر نیست. آن دسته از مردم که بر جنبه های منفی تلویزیون تاکید می کنند در داوری خود نسبت به تعیین و ارزیابی نقشی که این رسانه می تواند در زندگی کودکان ایفا کند کوتاهی می کنند. تلویزیون می تواند بر کودکان تأثیر بگذارد. تأثیرات آن می تواند خوب یا بد باشد و این بستگی به این دارد که این رسانه به چه صورت استفاده شود در هر صورت تأثیرات تلویزیون بر کودکان کم سن و سال به ندرت ساده یا مستقیم است. برای شروع، تأثیرات تلویزیون می تواند در شماری از سطوح رخ نماید. تلویزیون می تواند بر علم کودکان، باورها و ارزش های آنها تأثیر بگذارد و می تواند در نگرش های آنها یا احساساتشان نسبت به چیزهای مختلف دگرگونی ایجاد کند و می تواند موجب بروز اعمال خاص و دگرگونی در الگوهای رفتاری شود. همچنین تأثیرات تلویزیون بر کودکان می تواند بستگی به این داشته باشد که چه نوع برنامه هایی را تماشا می کنند. عامل

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مقاله با موضوعصورتهای مالی، اطلاعات مربوط، تأمین مالی، مالیات بر درآمد
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید