به هانس۱۴۰ و میکلا اشتراوس۱۴۱ از مرکز تحقیقات والدورف۱۴۲ و رودلف اشتاینر۱۴۳ اشاره کرد. یک شخصیت حساس و مهم دیگر در این سنت جدید، ویکتور لوونفلد نام داشت. لوونفلد معتقد بود که بیان انفرادی خویشتن به زبان هنر، لازمه رشد سالم هیجانی و شخصی است.۱۴۴
یک نگرش هنرمندانه مهم دیگر به نقاشی، نگرش رودلف آرنهایم و انبوه پیروانش بود )مانند کلوگ، ۱۹۷۷؛ گاردنر، ۱۹۸۰(. آرنهایم (۱۹۵۶) در کتاب خود به نام هنر و ادراک دیداری۱۴۵، روان شناسی ادراکی گشتالت را به پیچیده ترین و شناخته شده ترین شکل خود در هنر به معنی اعم کلمه و در نقاشی کودکان به معنی اخص آن به کار بسته است. نظریه هنری آرنهایم قابل توجه است، زیرا یکی از جامع ترین بررسی های نظری در زمینه نقاشی کودکان به شمار می رود و جنبه های ادراکی، هیجانی – بیانی و عقلی – رشدی را در درون یک چارچوب واحد در برمی گیرد و در اختیار ما قرار می دهد. به ویژه آنکه در آثار آرنهایم به توصیفات ساختاری نقاشی های کودکان از لحاظ اصول گشتالت ساماندهی ادراکی دست می یابیم. آرنهایم در یکی از کارهای بعدی اش (۱۹۶۹) جداً خواستار تأکید بیشتر بر تفکر دیداری در فرهنگ و آموزش و پرورش شده است.۱۴۶
آنچه به قدر کافی در نظریه پیاژه مورد توجه قرار نگرفت مسائلی در زمینه سامان دهی و انتخاب مراحل کار است که کودک ضمن تلاش برای آفرینش نقاشی با آنها مواجه می شود. توجه نکردن به آن عوامل اجرایی در تبدیل اطلاعات اراکی (یا تصویر ذهنی) به بازنمایی یا تصویری قابل تشخیص بر سطح کاغذ، پیاژه را در اغلب موارد به سمت کم بها دادن به اطلاعات کودکان هدایت کرده است. فریمن۱۴۷ (۱۹۸۰) مثال های بسیاری از تأثیرات بنیادی سوگیری عملکردی و مشکلات برنامه ریزی در شکل نهایی نقاشی تکمیل شده ذکر کرده است.۱۴۸
گذار از مرحله مشاهده نقاشی ها به عنوان “خروجی” محتویات ذهنی به مرحله درنظر گرفتن آنها به عنوان ساختارهایی که شکل نهایی شان تابع مراحل به کار بسته شده برای تولید آنها است، یکی از مهم ترین تحولات اخیر در مطالعه نقاشی کودکان بوده است. به عبارت دیگر، این تغییر در نگرش ما به نقاشی کودکان بوده است. به عبارت دیگر، این تغییر در نگرش ما به نقاشی کودکان به قدری اهمیت دارد که پیامدهای آن هنوز می تواند هنر کودکان را به مقام محوری خود در روان شناسی عقلی (شناختی) کودک باز گرداند. با آنکه بسیاری از متخصصان امروزی اهمیت توجه به فرآیند ساخته شدن نقاشی را تأیید می کنند، گسترده ترین و یکپارچه ترین تحلیل فرآیند نقاشی کودک تا این تاریخ توسط فریمن به عمل آمده است (۱۹۸۰). راهبردهای مورد استفاده کودکان در آفرینش نقاشی، نه فقط از این لحاظ که به ما امکان می دهند هنر کودکان را به نحوی رضایت بخش تر تحلیل کنیم جالب هستند، بلکه چشم انداز و امکان پیشرفت در شناخت شکل گیری و رشد مهارت های برنامه ریزی و سامان دهی را نیز به طور کلی به روی ما می گشایند.۱۴۹
۵-۲: اهمیت توجه به نقاشی کودکان
چنانچه اشاره گردید، در سال های اخیر روان شناسان نقاشی را در مقام فعالیتی بغرنج برای کودکان پذیرفته اند و همراه با این پذیرش، این واقعیت نیز تحقق یافته است که فرآیند نقاشی می تواند تأثیری چشمگیر در تصویر تمام شده داشته باشد. کودکان در جریان ساخت تصویر با مسائلی چون برنامه ریزی، جاگذاری و هم راستا کردن اجزای تصویر مواجه می شوند. راه حل های کودکان برای این مسائل را می توان تابع و تحت تأثیر گرایش های ادراکی و کارکردی ایشان دانست. فقط زمانی که تمامی این عوامل بررسی و درنظر گرفته شوند می توانیم به تفسیر نقاشی های کودکان از لحاظ آنچه ممکن است از دنیای ادراکات و احساسات ایشان در معرض دید ما قرار دهند بپردازیم.
اگر نقاشی کودک با دقت و با در نظر گرفتن حقایق اجتماعی او مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد، وسیله ای بسیار مهم برای زیر نظر داشتن روند تکامل و شناخت اجتماعی، ناراحتی های فکری و عاطفی کودک و علل ناسازگاری او با اجتماع و توقف یا آهسته تر شدن روند تکامل و پیشرفت اوست. حتی می توان گفت هیچ آزمایشی نمی تواند مثل نقاشی بطور کامل تفاوت های فکری و خصیصه ای افراد مختلف را عیان سازد.
همچنین از نقاشی برای سنجش توانمندی ذهنی کودکان استفاده می شود. به عبارت دیگر « غالباً وجود زندگی کودک در بازی یا نقاشی ظاهر می شود.»۱۵۰
از دیدگاه پیاژه نیز نقاشی چیزی در حد فاصل بازی و تصویر ذهنی است که کودک به واسطه آن دنیای واقعی خود را بازنمایی می کند.۱۵۱
کاربردهای نقاشی حتی شامل کودکان دچار محرومیت حسی، معلولیت ذهنی و اختلال در زمینه سازش با محیط زندگی نیز می شود. نقاشی برای کودکان عقب افتاده، یا کر و لال یا کودکان عصبی، وسیله بیان بسیار مؤثری است.
گی (۲۰۰۴) در تصریح پیامدهایی که تربیت هنری با خود به همراه می آورد، بیان می کند که تربیت هنری در حیطه های مختلف مؤثر است و آثار ناشی از تربیت هنری را در سه حوزه ارزش های اخلاق، پرورش ذهنی و مهارت های کاری و تقویت روحی و جسمی افراد مورد توجه قرار می دهد.۱۵۲
هنرها به دانش آموزان می آموزند که مسائل می توانند بیش از یک راه حل داشته باشند و پرسش ها نیز می توانند بیش از یک پاسخ را به همراه داشته باشند. از طریق هنرها، این مفهوم دریافت می شود که کارهای خوب با شیوه های مختلفی قابل انجام است.۱۵۳
به عقیده سایمون (۱۹۹۶)، هنر باعث رشد مهارت های کودک برای ابراز عقاید و احساسات به دیگران می شود و می تواند فرصتی را برای کودک فراهم کند تا به وسیله آنچه پدید می آورد به بیان خویشتن بپردازد. همچنین از آنجایی که هیچ درست و یا نادرستی در آنچه پدید آمده وجود ندارد، هنر می تواند برای فرد منشأ کسب موفقیت شود. هنر باعث رشد خلاقیت افراد نیز می شود.۱۵۴
فعالیت های هنری به شناخت کودک از دیگران کمک می کنند و موجب آگاهی کودک نسبت به محیط اطرافش می شوند. کودکان در این بین به مشارکت و تبادل نظر و تبیین عقیده پرداخته و به لزوم تشریک مساعی و همکاری پی می برند. نقاشی به بیان آزادانه افکار و مکنونات قلبی کودک کمک کرده و باعث تقویت قوه خلاقه و ابتکار و حس استقلال در کودک می شوند. فعالیت هنری باعث درک مطالب و مفاهیم و ایجاد حس اعتماد به نفس و ارزش نهادن به وجود خود می گردد. اهمیت پرداختن به هنر و به ویژه نقاشی کودکان را به جز کاربرد آن در آموزش کودک که در فصل دوم شرح داده شد، در زمینه های مختلف – از جمله مواردی که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت – می توان بررسی کرد.
۵-۲-۱: خلاقیت: مسئله خلاقیت یکی از جهات اصلی پژوهش هایی است که به پدیده های هنری مربوط می شود. بی تردید، هر تحولی که در هنر معاصر روی داده، خواه مربوط به هنر نقاشی بعد از امپرسیونیسم باشد و یا با ادبیات داستانی و بحران داستان پردازی به صورت سوم شخص رئالیست و ناتورالیست مربوط باشد، که مخصوص قرن ۱۹ بوده و از زمان جویس۱۵۵ به صورت اول شخص و بیشتر به طور ذهنی و درونی پیشرفت کرده است، مسائل خلاقیت و محرکات درونی را همیشه در مرکز مباحث خود قرار داده است.۱۵۶
بنابراین، خلاقیت یک طریق بودن است که مختصات کامل شخصیت را نشان می دهد و وجود آن امکان مشارکت هر کس را بر اساس تمایلات، سن، خلق و خوی او و ارزش های هر چه انسانی تر انسان را میسر می سازد. بدین ترتیب، نتیجه گرفته می شود که هنر اصولاً خلاقیت است و دارای عملکرد آموزشی عمیقی است که بطور مستمر دید تازه ای به شخص می دهد و او را وادار به پژوهش و پیدا کردن طریقه های جدید تجزیه و تحلیل و راه حل های تازه می کند.۱۵۷
«برای پرورش ذوق یک کودک، غیر از وسایل لازم، کارهای ابتکاری نیز ضروری است، مثلاً گردش در باغ یا پارک به پرورش ذهن کودک کمک فراوانی می کند. کودک باید عادت داد که قبل از شروع نقاشی فکر کند، بعد هر چه به نظرش می رسد، بکشد. بایستی کودک را تشویق کرد و اعتمادش را جلب کرد تا دریابد هر چه می کشد زیبا و جالب است. زیرا خلاقیت نیز مانند سایر قابلیت های انسان از تمرین و ممارست مایه می گیرد. در تربیت هنری هنرمند، اولین قدم به سوی هدف، خوب نگریستن، خوب فکر کردن و خوب عمل کردن با حداقل امکانات است.»۱۵۸
۵-۲-۲: ارزش های بیانی نقاشی
با مطالعه و جمع بندی برخی متون اختصاصی به نظر می رسد که ارزش های بیانی نقاشی را می توان به چهار دسته عمده تقسیم کرد:
۵-۲-۲-۱: نیاز طبیعی در خدمت تکامل انسان: نقاشی را از آن جهت که راهی برای بیان خود و خویشتن است، یک نیاز طبیعی می دانند و پاسخ گویی به آن قبل از هر چیز به رشد و تکامل فرد کمک می کند. این موضوع اختصاص به نقاشی ندارد و رشته های هنری مختلف را دربر می گیرد. «داستان، موسیقی، شعر، نمایش، نقاشی و بازی، شیوه های خلاق و سازنده اند که کودکان در قالب آنها احساس و آرزوهای خود را بیان می کنند و با جهان خود ارتباط برقرار می سازند.»۱۵۹
۵-۲-۲-۲: ارزیابی رشد ذهنی کودک و آزمون هوش: «کودکان در سنین ۱۸ ماهگی در نقاشی هایشان شروع به خط خطی کردن و لذت بردن از آن نموده، در سال دوم حلقه های متداخل و فنری شکل را رسم می کنند. به طور تقریبی، در آغاز سال چهارم، نقاشی ها وارد مرحله ای خاص می شوند که تا نه- ده سالگی ادامه دارد. این دوره را رئالیسم هوشمندانه می نامند. رشد و تحولات ذهنی کودک و ارتباطات آموزشی با بزرگسالان سبب تحولاتی در ترسیم تجسم های کودکان می گردد. آنها غالباً به کپی کردن واقعیات پیرامون اقدام نمی کنند، بلکه به کشیدن آنچه در ذهن دارند، می پردازند.»۱۶۰
۵-۲-۲-۳: شناخت و تحلیل مسائل عاطفی و روانی: «پژوهش های متعددی به تدوین نشانه ها، رمزگذاری و تعیین اعتبار آنها پرداخته اند و سال هاست که نقاشی قدم در خانواده آزمون های فرافکن نهاده است.»۱۶۱
مطابق با تعبیری از مکتب روان تحلیل گری، نقاشی کودکان برابر با روش تداعی آزاد بزرگسالان دانسته شده است، روشی که در کودکان قابل اعمال نیست.۱۶۲
«فرآیند ترسیم یا ساختن، فرآیندی پیچیده است که طی آن کودک اجزای گوناگونی از تجربه هایش را برای ساختن یک کل معنی دار مورد استفاده قرار می دهد. در این فرآیند او چیزی بیش از یک تصویر یا مجسمه را ارائه می دهد. او بخشی از خود را به ما باز می نمایاند. این که چگونه فکر می کند، چگونه احساس می کند و چگونه می بیند.»۱۶۳
۵-۲-۲-۴: برون ریزی هیجانات: «در مورد انگیزه های نقاشی کودکان یکی از جنبه های مهم نظریه روانکاوی این فکر است که بیان امیال و احساسات ناخودآگاه حتی به صورتی پوشیده در یک نقاشی، دریچه اطمینانی است که امکان تخلیه بی زیان احساسات را فراهم می سازد. احساساتی که در غیر این صورت ذخیره می شوند و

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مقاله با موضوعاستاندارد، حسابداران، کسب و کار، صورتهای مالی
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید