آموزش نقاشی درک بهتری از خود پیدا می کنند. در دهه ۱۹۷۰، اوهلین فهرستی از شاخص های ترسیمی برای ناتوانی های مختلف چون مشکلات یادگیری، ادراکی و نیز اختلالات هیجانی – عاطفی تهیه کرده و تکنیک های هنری به ویژه نقاشی را که می تواند برای هر کدام از افراد این گروه مؤثر باشد مشخص نمود. وی اولین فردی بود که پیشنهاد کرد بهتر است در مورد کودکان با نقایص نورولوژیکی و یا مشکلات ادراک دیداری فضایی در هنگام آموزش نقاشی از رنگ های سفید یا روشن روی زمینه های سیاه یا تیره و نیز از رنگ های متضاد در نقاشی استفاده کرد، به عنوان نمونه کشیدن رنگ قرمز روی زمینه سبز و یا رنگ کردن دایره سیاه روی کارتی سفید و از این طریق نشان داد که این کودکان می توانند در زمینه تشخیص تصویر از زمینه و ادراک دیداری فضایی درک مفهوم بهتری پیدا کنند.۱۱۹ آندریاس نیز هنردرمانگری است که از آموزش هنرهای تجسمی (نقاشی و سفال) برای افزایش مهارت های ادراک دیداری کودکان نارسا خوان و حساب نارسا استفاده کرده است و مطالعات و بررسی های او نشان داده که آموزش هنرهای تجسمی می تواند موجب افزایش مهارت های مرتبط با ادراک دیداری چون ادراک فضایی، حافظه دیداری و تشخیص شکل از زمینه شده و یادگیری را در این گروه از کودکان ارتقاء دهد.۱۲۰
پژوهشگرانی دیگر چون زایدل و همکارانش در زمینه نقش هنر در یادگیری و نیز نوروپسیکولوژی هنر مطالعات و بررسی های گوناگونی انجام داده و یافته های آنها حاکی از این است که هنرهای تجسمی چون نقاشی با تقویت نیمکره راست و چپ مغزی می تواند موجب افزایش ادراک دیداری – فضایی شده و با تقویت لوب آهیانه ای و لوب پس سری راست و افزایش ارتباط بین آنها فرآیند یادگیری را افزایش دهد. بر اساس مطالعات دیگری که در زمینه تأثیر هنر نقاشی بر نیمکره های چپ و راست مغز صورت گرفته یافته ها حاکی از آن است که هر دو نیمکره های مغزی در درک هنر مؤثرند و آموزش نقاشی و یادگیری آن می تواند هر دو نیمکره چپ و راست را فعال کرده و مشکلات ادراکی و شناختی کودکان را به حداقل رساند و کاهش دهد.۱۲۱
فصل چهارم
کودکان پیش دبستانی
آنچه افراد جامعه در زندگی روزمره، کودکی می نامند بر حسب جامعه و فرهنگی که به آن تعلق دارند متفاوت است از دیرباز بر حسب عادات، سازماندهی زندگی کودک با مفاهیم پرورشی گره خورده است. تلویزیون تنها برای سرگرمی کودکان ساخته نشده است، بلکه قصد دارد آنها را آموزش و در معرض اطلاعات قرار دهد. تحقیقات بسیاری آشکار ساخته است که برنامه و انیمیشن های آموزشی این توانایی را دارد که علم کودکان را در زمینه های مختلف افزایش دهد. عدم موفقیت در به انجام رساندن این مقصود اغلب ناشی از درک نادرست تولیدکنندگان برنامه نسبت به نیازهای مخاطبان، علایق و توانایی آنهاست. هر جا که تحقیقات وسیعی بر روی مخاطبان صورت گرفته نتیجه اش تولید برنامه های موثر و نیز پرطرفدار بوده است. بنابراین جهت آشنایی با مخاطب کودک، در این فصل به بررسی برخی ویژگی های آنان در دوران مختلف کودکی، به ویژه دوران پیش دبستانی می پردازیم.
۴-۱: کودکی
کودکی، در ساده ترین بیان و به عنوان یک گستره سنی یکپارچه و متمایز از دوره های دیگر زندگی، به دوره هایی که از تولد تا نوجوانی ادامه دارد اطلاق می گردد. اما مسئله اینجاست که به دلایل گوناگون، کودکی را به دوره های کوتاه تر تقسیم کرده اند و در این تقسیم بندی عوامل مختلفی که خود بعدها دستخوش تغییر شده اند مداخله داشته اند.
مثلاً می دانیم که به دلایل پزشکی یا فیزیولوژیک تا مدت ها پس از تولد کودک را نوزاد می نامیده اند، تعریفی که امروزه گستره آن را فقط در حد چهار هفته اول زندگی یا یک ماه اول متبلور می سازند، یا وقتی از کودک شیرخوار سخن می گوییم به تعبیر قدیم می توان حد آن را از تولد تا کمی بیشتر از دو سالگی تعیین نمود؛ ولی این مفهوم که بر حسب عادت تغذیه کردن کودک دارای نوسان می باشد، شاید امروزه به معنای درست کلمه به کمتر از یک سال اول زندگی اشاره دارد.
نیازهای بهداشتی به تبلورهای کوتاه تر دوران کودکی و نیازهای آموزشی برای مشخص کردن چرخه های آموزشی به دوره های پی در پی کودکی اول، دوم و سوم متوسل شده اند. در هر حال هیچ یک از برش های سنتی یا قدیم دوره کودکی یا تقسیم بندی های مورد نیاز روان شناسی تحولی مطابق تکامل ندارند. با تغییر شرایط اجتماعی تقسیم بندی های مبتنی بر امکانات (مثلاً آموزشی یا برش های پرورشی و بهداشتی) دگرگون می گردند و معنای خود را از دست می دهند و حال آنکه برش های روان شناختی از پایداری قابل ملاحظه ای برخوردارند.۱۲۲
ما در این موجز از دیدگاه پیاژه کودکی را به سه دوره:
الف) کودکی اول: کودکی نخست (از تولد تا حدود دو سالگی)
ب) کودکی دوم: کودکی میانه (از دو تا شش – هفت سالگی)
ج) کودکی سوم: کودکی پایانی (از شش – هفت سالگی تا یازده – دوازده سالگی)
مورد بررسی قرار می دهیم. با توجه به جامعه تحقیق، از کودکی اول و سوم گستره ای اجمالی معرفی نموده و پیرامون کودکی دوم مباحث گسترده تری ارائه می کنیم و شرح خواهیم داد که درک فیلم ساز از مراحل رشد کودک تا چه میزان بر تولید انیمیشن مناسب برای کودک اهمیت دارد.
۴-۲: کودکی اول (نوزادی، شیرخوارگی)
کودکی نخست به بخشی از کودکی اطلاق می گردد که از تولد تا زبان باز کردن (به صورت استفاده از نظام دلالتی علامات برای مبادله فکر) ادامه دارد و به اعتبار فقدان ظرفیت استفاده مؤثر از گفتار این دوره را می توان دوره پیش کلامی و به دلیل شکل گیری ساخت های ایجاد کننده امکان فهمیدن و فهماندن بدون استفاده از گفتار، بنا بر سازه دریافت و واکنش بر اساس تجهیزات حسی – حرکتی، دوره حسی – حرکتی نامید.
امروزه بر اساس نظام پیاژه می دانیم که در گستره تقریباً دو سال اول زندگی، کودک به صورت فعال در بناکردن نظامی درونی توفیق حاصل می کند که محور اصلی دامنه های مختلف شکل گیری ها و دگرگونی های روانی است. این ساختمان یک ساختمان شناختی مراتب مختلف تحول است که کودک در زمینه عقلی تدارک می بیند و در چهارچوب طرح واره و کنش های درون سازی و برون سازی، از حد فعالیت های بازتابی کلی نخست و با گذار از به کار انداختن واکنش های دورانی ثانوی به سطح کاربرد واکنش دورانی ثالث می رسد. یعنی از یک ظرفیت نسبتاً گسترده دریافت و واکنش یا مبادله با محیط برخوردار می شود، سرانجام به کمک طرح واره ها و تجهیزات ساختاری حسی– حرکتی به سطح ابداع یا ترکیب های جدید ذهنی نائل می آید.۱۲۳
۴-۳: کودکی دوم (کودکی میانه)
از دو تا شش – هفت سالگی را باید سال های شکل گیری کودک نامید، یعنی قدم گذاردن در راهی که با طی کردن هر بخشی از آن یک گام به بزرگسالی یعنی الگوی متداول انسان جامعه امروزی نزدیک تر می شود. کودک میانه، دوره اول کودکی را پشت سر گذاشته است، بدن او شکل کشیده تری به خود می گیرد، حرکات وی دیگر ناشیانه نیستند و مرتباً از تمایز یافتگی بیشتری برخودار می شوند و به تدریج که به روش اکتشافی تازه تری دست می یابد میدان تجربه و فهم او نیز گسترده تر می شود. با آنکه تأثیر پدر و مادر هنوز در او شدید است، تأثیر دیگر بزرگسالان و همسالان به تدریج رو به فزونی می گذارد. جامعه اینک بیش از پیش کودک را زیر تأثیر خود می گیرد و ارزش های فرهنگی و معیارهای مربوط به ایفای نقش را در جامعه یکی از دو جنس مذکر یا مؤنث به او منتقل می کند. پس اکنون تحول را باید بیشتر به منزله حاصل تعامل کودک و جامعه نگریست.
در سطور بعد خواهیم دید که در این سطح جنبه های مختلف تحول، اعم از نموّ بدنی یا تحول عقلی، عاطفی و اجتماعی که راه خود را در سطح حسی – حرکتی گشوده بودند به پیچیدگی های خود ادامه می دهند تا از هر کودکی یک موجود منحصر به فرد بسازند.
۴-۳-۱: نموّ بدنی: کودک در این مرحله از نظر بدنی سریع ولی با ضرباهنگی آهسته تر از کودکی نخست رشد می کند. تفاوتی بین دختر و پسر از این لحاظ وجود ندارد. دستگاه های عضلانی، عصبی و اسکلتی نموّ می کنند و نخستین دندان ها تماماً در می آیند. عواملی مانند تغذیه، فقر و تنش های خانوادگی می توانند نموّ بدنی کودک و وضع سلامت او را زیر تأثیر خود قرار دهند.
۴-۳-۲: تحول شناختی: باید دانست که بر اساس نظام پیاژه در این سطح با کودکی سر و کار داریم که پیش عملیاتی است، یعنی در راه شکل گیری عملیات منطقی عینی گام برمی دارد بی آنکه بتواند از عهده انجام دادن آنها به طور کامل برآید. اما به موازات این فعالیت عملیاتی که در نیمه راه است، کنش نمادی یا رمزی در کودک گسترش می یابد و امکان تجسم اشخاص غایب و مکان و رویدادهای دور از نظر را برای وی فراهم می سازد و کودک می تواند بر مبنای این تجسم ها به استدلال بپردازد.
کنش نمادی در شکل زبان، در شکل تقلید در غیاب الگو و یا در شکل بازی رمزی متجلی می گردد و فکر کودک را از انعطاف بیشتری برخوردار می سازد.
در مجموع گستره پیش عملیاتی را باید از یک سو فرصت شکل گیری ابزارهای جدید ذهنی یعنی ظرفیت تجسم و شکل گیری تصویر ذهنی و بروز ظرفیت های مبتنی بر کنش نمادی یعنی زبان، تقلید معوق و بازی رمزی دانست و از سوی دیگر پیشرفت در جهت کسب ظرفیت های مبنی بر کنش نمادی یعنی زبان، تقلید معوق و بازی دانست و از سوی دیگر پیشرفت در جهت کسب ظرفیت های شناختی ابتدایی، که نمونه بارز این جنبه از تحول شکل گیری مقدماتی، ولی ناقص نگهداری های ذهنی است.
بنابراین در حرکت عمومی سازمان روانی، حرکت ذهنی کودک از یک حالت شهودی (که متفاوت با سطح حسی – حرکتی است) زیر تأثیر شکل بندی اموری که با آن مواجه می شود قرار می گیرد و به تدریج آغاز ظرفیت تحلیلی در قالب فعالیت های عملیاتی در شکل منقطع یا مفصل بندی شده بروز می کند.
فکر رمزی در قالب بازی های رمزی در گستره فکر تجسمی و در کنار شکل گیری زبان به شکل طرح واره رمزی آغاز می شود و امکان بیان آسان و دلخواه افکار و خواسته های کودک را فراهم می آورد. بازی رمزی در این سطح گسترش می یابد و به قله می رسد. وقتی کودک با لذتی آشکار وانمود می کند که سرش را روی روزنامه ای که به منزله بالش است گذاشته و در حال خواب است، به چه کاری دست می زند؟ یا وقتی در سنی بالاتر در یک صندلی راحتی خود را به صورت ماشین در آن حرکت می دهد چه می کند؟ کودک در این اعمال واقعیت را با حرکتی که انجام می دهد در خود درون سازی می کند، به آن تغییر شکل می دهد و از آن چیز دیگری به وجود می آورد، یعنی تا حدی از آن جدا می شود. او با بازی کردن موقعیت ها آنها را برای

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه درموردتربیت هنری، برنامه ریزی، بزرگسالان، تصویر ذهنی
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید