پایان نامه ارشد درباره ضمن عقد، شرط ضمن عقد، عقد نکاح

دانلود پایان نامه

فرض عدم تشخیص ماهیت شرط و رد انحلال و انفساخ قهری:
در مثالی که ذکر شد، اگر تخلف مشتری (شخص ب) مبنی بر عدم انجام تعهدات برای دادگاه احراز شود، اما تفسیر دادگاه از شرط مندرج در قرارداد، شرط فاسخ نباشد، یا اینکه آن را با موارد مشابه مثل خیار شرط، که ماهیتی متفاوت از شرط فاسخ دارد یکسان تشخیص دهد، حکم شایسته صادر نخواهد شد.
اگر دادگاه تفسیر و تشخیص مناسبی از ماهیت شرط مندرج در قرارداد نداشته باشد، ممکن است حکم به رد دعوی و بطلان شرط صادر نماید. در این صورت، بایع (شخص الف) باید برای اثبات عدم دریافت باقی مانده ثمن معامله اقامه دعوی نماید و مدت زمان طولانی در دادگاه های بدوی، تجدید نظر و حتی دیوان عالی کشور معطل بماند. پس از صدور حکم قطعی بر پرداخت باقیمانده ثمن، چنانچه با اعسار و تقسیط ثمن معامله مواجه نگردد، پس از سپری شدن یک مدت طولانی به باقیمانده ثمن معامله خواهد رسید. با توجه به گذشت زمان، ارزش اقتصادی ثمن معامله بر اساس نرخ تورم، کاهش قابل توجهی خواهد داشت. و نتیجتاً بایع نه تنها خانه خود را از دست داده بلکه مدت طولانی وقت و هزینه صرف دریافت مابقی ثمن معامله کرده (که ممکن است ثمن هم تقسیط شده باشد.) و با توجه به نرخ تورم و کاهش ارزش پول، دیگر قادر به خریداری منزل مناسب نخواهد بود. در حالی که در فاصله زمانی بین انحلال و انفساخ قرارداد تا دریافت باقی مانده ثمن معامله، خانه ای که بر اساس قرارداد بیع و حکم دادگاه به ملکیت مشتری در آمده است، ارزش افزوده ای چندین برابر در پی داشته است.
بنابراین، در صورت عدم پذیرش انحلال و انفساخ قهری از سوی هر یک از طرفین معامله، ذینفع جهت تائید آن به دادگاه مراجعه می نمایند. تشخیص صحیح دادگاه از ماهیت شرط مندرج در قرارداد منتهی به صدور حکم به صحت شرط و انفساخ قهری قرارداد خواهد شد و در غیر این صورت ذینفع با مشکلات متعددی روبروی خواهد شد.
2- ماهیت های یکسان با شرط فاسخ
برخی از ماهیت های یکسان با شرط فاسخ عبارتند از: شرط تعلیق انحلال عقد یا شرط انفساخ، تعلیق فاسخ و اقاله معلّق. در ذیل اشار? مختصری به این ماهیت ها می نماییم.
2-1- شرط انفساخ:
ماهیت شرط تعلیق انحلال عقد یا شرط انفساخ عقد، در حقیقت همان ماهیت شرط فاسخ است؛ زیرا انحلال عقد را معلّق بر یک امر احتمالی می نماید.
انفساخ ناشی از تراضی به صورت شرط ضمن عقد، ماهیت اش با شرط فاسخ یکی است. پس، به کار بردن واژه شرط انفساخ در مقام شرط فاسخ نه تنها ایرادی ندارد بلکه ماهیتاً همان شرط فاسخ است.
لفظ “انفساخ”، هم شامل انفساخ به حکم قانون و هم انفساخ ناشی از تراضی می‌شود، در هر جایی که از واژه “انفساخ” استفاده شده است با توجه به عنوان و مفهوم آن بحث، به راحتی می‌توان فهمید که لفظ انفساخ، ناشی از تراضی طرفین در ضمن عقد است یا ناشی از حکم قانون گذار.144
2-2- اقاله معلّق:
در فصل قبل در قسمت اسباب انحلال قرارداد، اقاله به عنوان یکی از موارد انحلال قرارداد بیان شد. در اینجا اقاله معلّق را که به نظر می‌رسد ماهیتی یکسان با شرط فاسخ دارد بیان می نماییم.
سئوال این است، آیا شرط فاسخ با توجه به منبای مشترکی که با اقاله دارد از جهت ماهیت حقوقی نوعی اقاله معلّق است یا ماهیتی مستقل دارد؟ به عبارت دیگر آیا می توان گفت: شرط فاسخ نوعی اقال? معلّق است یا اینکه اقاله معلّق ماهیتاً همان شرط فاسخ است؟
شرط فاسخ، با تراضی اراده طرفین همراه با عقد انشاء می شود. از این جهت که تراضی اراده طرفین در شرط فاسخ نقش دارد و به اقاله نزدیک می باشد، می توان گفت: شرط فاسخ یکی از مصادیق اقاله معلّق است.
اقاله معلّق یعنی، طرفین همزمان با انشای عقد، با تراضی و توافق، اقاله عقد را هم معلّق بر یک امر احتمالی می نمایند؛ که با وقوع معلّق علیه عقد خود به خود اقاله و منحل می گردد.
مبنای اقاله معلّق و شرط فاسخ، تراضی می باشد که از اصل حاکمیت اراده نشأط می گیرد. آنچه طرفین هم در اقال? معلّق و هم در شرط فاسخ، با تراضی یکدیگر ایجاد می کنند، انحلال عقد به نحو معلّق است. یعنی انحلال عقد را همزمان با انشای آن معلّق بر یک امر محتمل الوقوع می نمایند.
در اقاله، پس از اقاله دیگر چیزی باقی نمی ماند که قابل بازگشت باشد؛ ولی در اقاله معلّق هنوز این اثر ظاهر نشده و هنوز قابلیت بازگشت به وضعیت قبل از انشای اقاله، قبل از حصول معلّق علیه وجود دارد. پس اقاله معلّق را می توان قبل از حصول معلّق علیه، اقاله کرد.145 همچنان که شرط فاسخ را هم تا زمانی که معلّق علیه واقع نشده باشد و مدت باقی باشد، می توان با تراضی اقاله کرد. پس، در اقاله و شرط فاسخ تا قبل از حصول معلّق علیه قابلیت بازگشت به وضعیت قبل وجود دارد و می‌توان با تراضی، به وسیله اقاله، آنها را از بین برد.
در اقال? معلّق و شرط فاسخ، سبب انحلال؛ یعنی تراضی طرفین، وجود دارد ولی شرط تأثیر سبب، معلّق علیه احتمالی است، که اگر واقع شود عقد منحل می شود.146
دلایل دیگری وجود دارد که نشان می دهد شرط فاسخ و اقاله معلّق دارای یک ماهیت حقوقی و نتیجه یکسان هستند. این دلایل عبارتند از: مبنای مشترک، قلمرو مشترک، آثار مشترک، آوردن اقاله به عنوان یکی از اسباب سقوط تعهدات در ماده 264 ق.م. بجای تعلیق در انحلال عقد، که در ماده 1234 ق.م. فرانسه به عنوان یکی از اسباب سقوط تعهدات ذکر شده است؛ و به نظر می رسد قانون گذار ایران عنوان اقاله را برای بیان این مفهوم (تعلیق انحلال عقد) کافی دانسته و شرط انفساخ را نوعی اقاله م
علّق تلقی کرده است. هر چند که نامی از تعلیق انحلال عقد، اقاله معلّق و شرط فاسخ در ماده مذکور به میان نیامده است.
بنابراین، شرط فاسخ یا شرط انفساخ عقد ماهیتاً اقاله معلّق است که نه تنها دلیلی بر بطلان آن موجود نیست، بلکه اصل حاکمیت اراده، اصل صحت و عمومات فقهی بر اعتبار آن دلالت دارد.147 و با اثبات اقاله معلّق می توان صحت شرط فاسخ را نیز استنباط کرد.

فصل سوم

شرط فاسخ، ویژگی ها، ارکان، اقسام و تمیز آن از مفاهیم مشابه

طرح مبحث: در فصل قبل مفهوم، مبانی و ماهیت شرط فاسخ بیان شد، در این فصل ویژگی ها، ارکان، اقسام و تمیز شرط فاسخ از مفاهیم مشابه، در چهار گفتار مورد بررسی قرار می گیرد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژه هاینیازسنجی، تحلیل اکتشافی، محیط آموزشی

گفتار اول: ویژگی های شرط فاسخ

طرح موضوع: برخی از ویژگی شرط فاسخ عبارتند از: تعلیق انحلال، انحلال قهری، نداشتن اثر قهقرایی، مفسد نبودن، شرط ضمن عقد، سازگاری با اصل لزوم، ضمانت اجرای تعهدات قراردادی و … که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود؛
1- تعلیق انحلال احتمالی
شرط فاسخ ماهیتاً نوعی شرط معلّق است، زیرا انحلال و بقای عقد انشاء شده را به یک امر محتمل الوقوع وابسته می نماید. شرط فاسخ که مربوط به آینده می باشد، تحقق آن مسلّم نیست؛ بلکه احتمالی است. یعنی ممکن است انحلال و بقاء عقد که معلّق شده است، با وقوع معلّق علیه شرط فاسخ محقق شود، یا اینکه ممکن است پس از سپری شدن مدت تعیین شده برای حصول معلّق علیه احتمالی عقد از حالت تزلزل خارج شده و انحلال احتمالی آن منتفی گردد.
مثلاً در ضمن قرارداد کار، کارفرما و کارگر توافق می نمایند، در صورتی که کارگر در مدت قرارداد، در کارخانه ای دیگر به صورت روزانه یا شبانه مشغول به کار شود قرارداد کار منفسخ گردد. در اینجا “مشغول کار شدن کارگر در کارخانه دیگر” حادثه ای احتمالی است که ممکن است در آینده اتفاق افتد. و این شرطی است که انفساخ قرارداد بر آن معلّق شده است.
2- انحلال و انفساخ قهری
انحلال و انفساخ قهری، یعنی انحلال و انفساخ همان عقد و قرارداد انشاء شده؛ پس از وقوع معلّق علیه، بدون نیاز به اعمال اراده و انشاء جداگانه. به عبارت دیگر، قهری بودن انحلال در قراردادی که شرط فاسخ در ضمن آن شرط شده است، به معنای انحلال خود بخودی قرارداد در آینده به سبب وقوع معلّق علیه احتمالی می باشد.
وقتی معلّق علیه واقع شد، قرارداد بدون اینکه نیاز به عمل حقوقی اضافی (مثل انشای فسخ) باشد، خود بخود منحل و منفسخ می شود. ممکن است وقوع شرط فاسخ برخلاف میل و تصمیم دو طرف رخ دهد و عقد را قهراً و خود بخود منحل سازد؛ اما این انحلال قهری، که به واسطه شرط فاسخ حاصل شده است، منافاتی با ارادی بودن سبب آن (تراضی) ندارد.
در مثال مذکور، وقوع معلّق علیه در شرط فاسخ، یعنی “مشغول کار شدن کارگر در کارخانه دیگر” به صورت روزانه یا شبانه، باعث انحلال قهری و خود بخودی قرارداد کار اول ایشان می شود.

3- نداشتن اثر قهقرایی
شرط فاسخ اثرش از همان زمان وقوع معلّق علیه می باشد و نسبت به گذشته اثر ندارد (نظریّه نقل). به عبارت دیگر، اثر شرط فاسخ ناظر به آینده است.148
مثلاً، در قرارداد کار پس از وقوع معلّق علیه، قرارداد کارگر از زمان وقوع معلّق علیه منفسخ می گردد و نسبت به گذشته اثر ندارد.
4- مفسد نبودن
مواد 232 و 233 ق.م. شروط باطل و شروط باطل و مبطل را احصا نموده است.
شرط فاسخ، نه تنها جزء هیچ یک از شروط باطل و شروط باطل و مبطل نمی باشد؛ بلکه تمام شرایط صحت شروط ضمن عقد که در فقه و حقوق بیان شده است را هم دارا می باشد.
اگر شرط فاسخ باطل هم باشد مبطل عقد نیست. مثل اینکه در عقد نکاح شرط شود اگر زوج در مدت معین مهریه را پرداخت نکند عقد منفسخ گردد. بر اساس ماده 1081 ق.م. هم مهر و هم عقد صحیح است ولی شرط باطل است.
بنابراین، شرط فاسخ اصولاً مبطل و مفسد نیست و بر فرض فساد، به عقد سرایت نمی کند و قاعده “الحرام لا یفسد الحلال” در این مورد حاکم است. شرط فاسخ زمانی مبطل عقد است که خلاف مقتضای ذات عقد یا مجهول باشد. مثل قرار دادن شرط فاسخ در عقد وقف و عقد نکاح که مخالف با ذات این عقود می باشد؛ یا درج شرط فاسخ بدون مدت.149
5- شرط ضمن عقد
همان گونه که گفتیم شرط فاسخ از جمله شروط ضمن عقد است که طرفین با توافق و تراضی آن را در ضمن عقد انشاء می نمایند.
تشخیص اینکه شرط مندرج در قرارداد، جزء شروط ضمن عقد است یا شروط دیگر بسیار مهم است.150
6- سازگاری با اصل لزوم
شرط فاسخ به منظور تحکیم قرارداد و اطمینان از انجام تعهدات قراردادی، در ضمن قرارداد درج می‌گردد. پس استحکام و اطمینان از انجام تعهدات مندرج در قرارداد، در راستای اصل لزوم و رعایت حقوق طرفین در قرارداد می باشد.
شرط فاسخ در مقایسه با خیار شرط بهتر قادر به حفظ اصل لزوم در قراردادها می باشد و از انحلال و انفساخ بی جهت قراردادها جلوگیری به عمل می آورد. زیرا در خیار شرط، ذوالخیار در مدت تعیین شده حق دارد بدون هیچ دلیلی عقد را فسخ کند که مغایر با اصل نیز می باشد؛ ولی در شرط فاسخ، تا زمانی که طرفین در مدت تعیین شده به تعهدات خود عمل می نمایند، دلیلی برای انحلال و انفساخ عقد وجود ندارد. در زمان اجرای قرارداد، نگرانی طرفین از انفساخ قهری آن باعث می شود که تعهدات قراردادی را به موقع انجام دهند. این ویژگی شرط فاسخ باعث استحکام قرارداد و ضمانتی برای عدم انجام تعهدات می‌باشد.
7- ضمانت اجرای تعهدات قراردادی
شرط فاسخ مندرج در قر
ارداد ارتباط مستقیم با تعهدات قراردادی طرفین دارد. یکی از ویژگی های شرط فاسخ در قرارداد، این است که انجام تعهدات قراردادی از سوی طرفین به وسیله این شرط تضمین می شود. به عبارت دیگر، به وسیله شرط فاسخ می توان انجام تعهدات قراردادی را تضمین کرد.
شرط فاسخ، ماهیتاً یک ضمانت اجرا برای عدم انجام به موقع تعهدات قراردادی می باشد. با وجود شرط فاسخ در قرارداد، چنانچه به تعهدات قراردادی عمل نشود، ضمانت اجرای شدیدی دارد که نتیجه آن انحلال و انفساخ قهری قرارداد و پایان حیات اعتباری آن می باشد. پس طرفین قرارداد صرفاً زمانی باید نگران اضمحلال قرارداد باشند که به فکر تخلف از انجام تعهدات خود باشند و چنانچه تخلفی از تعهدات خود ننموده و به مفاد قرارداد عمل نمایند، نگرانی جهت شرط فاسخ در قرارداد نخواهند داشت. در واقع هدف از درج شرط فاسخ در قرارداد، در دست داشتن ابزاری است که هم حقوق طرفین در قرارداد حفظ شود و هم تضمین انجام یا ایفای تعهد، توسط متعهد باشد.

گفتار دوم: ارکان و

دیدگاهتان را بنویسید