(سرمایهی فیزیکی) بیان نمود. بنابراین، چهار مفهوم از حفظ سرمایه را ارائه مینماییم:
نگهداری پول: سرمایهی مالی که بر حسب واحد پول محاسبه شود،
نگهداری یا حفظ قدرت خرید عمومی پول: سرمایهی مالی که بر حسب واحد قدرت خرید محاسبه میشود،
قدرت خرید عمومی، نگهداری یا حفظ ظرفیت تولید: سرمایهی فیزیکی که بر حسب واحد قدرت خرید محاسبه میشود،
نگهداری یا حفظ ظرفیت تولید: سرمایهی فیزیکی که بر حسب واحد پول محاسبه میشود.
عبارت نخست بدین معنی است که سرمایهی مالی را که مالکان سرمایهگذاری (یا سرمایهگذاری مجدد) نمودهاند، حفظ میشـود. از دیـدگاه مفهوم نگهداری یا حفظ پول، سـود برابر اسـت با تغییر در خالص داراییهایی که با توجه به داد و ستدهای سرمایهای که بر حسب دلار بیان میشوند، تعدیل گردد. حسابداری سنتی که برای تعیین ارزش داراییها و بدهیها از بهای تاریخی استفاده کند با مفهوم نگهداری پول سازگار است.
عبارت دوم بدین معنی است که قدرت خرید سرمایهی مالی که به وسیلهی مالک سرمایهگذاری (یا سرمایهگذاری مجدد) میشود، حفظ میگردد. از دیدگاه قدرت خرید عمومی و حفظ ارزش پول، سود برابر است با تغییر در خالص داراییها که با توجه به داد و ستدهای سرمایهای تعدیل میگردد و برحسب همان واحد قدرت خرید پول بیان میشود. صورتهای مالی مبتنی بر بهای تاریخی که براساس سطح عمومی قیمت تعدیل شوند با مفهوم حفظ ارزش پول و قدرت خرید عمومی سازگار است.
عبارت سوم بدین معنی است که توان یا ظرفیت تولید فیزیکی شرکت حفظ شود. تفسیرهای عبارت خاص “ظرفیت تولید” متفاوتاند. “گزارش سندیلند۴۶” در انگلستان ظرفیت تولید را به صورت زیر تفسیر کرد:
“مقصـود از ظرفیت تولید و شیوهای که میتوان آن را دستنخورده حفظ نمود چیست؟ ما دربارهی شیوهی محسابهی این عدد پیشنهادهای زیادی را دریافت نمودهایم که میتوان آن را در سه تعریف از ظرفیت تولید طبقهبندی کرد:
ظرفیت تولید را میتوان به صورت داراییهای فیزیکی تعریف کرد که متعلق به یک شرکت است، به گونهای که سود میتواند به صورت مبلغی باشد که بتوان آن را توزیع کرد، البته پس از تأمین یا جایگزین کردن داراییهای فیزیـکی که شرکت نگهـداری مینماید (زیرا این داراییها به مصرف میرسند یا فرسوده میشوند).
ظرفیت تولید را میتوان بدینگـونه تعریف کرد: ظرفیت کالاها یا خدمات در سـال بعد به گونهای که، از نظر حجم، همانند میزان تولید سال جاری باشد.
ظرفیت تولید را میتوان بدینگونه تعریف کرد: توان تولید کالاها و خدمات در سال بعد به گونهای که، از نظر ارزش، همانند تولید سال جاری باشد.
اگرچه در تعریف نخست از ظرفیت تولید که بر حسب “همان داراییها” ارائه میشود، پیشرفت فناوری نادیده گرفته میشـود؛ ولی در تعریف بعـد از “همان حجم تولید” و “تولیداتی با همان ارزش” استفاده میشود و در نتیجه به پیشرفت فناوری توجه مینمایند. حفظ ظرفیت تولید عبارت است از دیدگاه مبتنی بر حفظ سرمایه که در آن سیستم حسابداری مبتنی بر ارزش جاری است و در صورتهای مالی داراییها و بدهیها بر مبنای ارزش جاری ارائه میشوند.
سرانجام، در چهارمین مفهوم حفظ یا نگهداشت سرمایه، موضوع نگهداری و حفظ ظرفیت تولید فیزیکی سازمان مطرح است که بر حسب واحد قدرت خرید (همانند سال قبل) بیان میشود. حسابداری مبتنی بر ارزش جاری که با توجه به سطح عمومی قیمت تعدیل میشود از مفهوم حفظ سرمایه استفاده میکند که مبتنی بر قدرت خرید عمومی و حفظ ظرفیت یا توانایی تولید است (بلکویی۴۷، ۲۰۰۰).
در مثال زیر اثر هر یک از چهار مفهوم حفظ و نگهداشت سرمایه را در صورت سود (زیان) نشان میدهیم. فرض کنید ارزش خالص داراییهای شرکت در آغاز دوره ۲۰۰۰ دلار و در پایان دوره ۳۰۰۰ دلار باشد. همچنین فرض کنید که برای حفظ ظرفیت تولید فیزیکی و واقعی شرکت، خالص داراییها به مبلغ ۲۵۰۰ دلار باید خریداری شود و نیز فرض کنید که در طی این دوره، سطح عمومی قیمت ۱۰ درصد افزایش یافته است. از دیدگاه هر یک از چهار مفهوم نگهداری سرمایه، سود شرکت به صورت زیر خواهد بود:
حفظ ارزش پول: ۱۰۰۰ دلار= ۲۰۰۰ دلار – ۳۰۰۰ دلار
حفظ قدرت خرید عمومی: ۸۰۰ دلار = ] ( ۲۰۰۰ × ۰.۱) + ۲۰۰۰ [ – ۳۰۰۰ دلار
حفظ ظرفیت تولید: ۵۰۰ دلار= ۲۵۰۰ دلار – ۳۰۰۰ دلار
حفظ ظرفیت تولید، قدرت خرید عمومی: ۲۵۰ = ]( ۲۵۰۰ × ۰.۱) + ۲۵۰۰ [- ۳۰۰۰ دلار
بنابراین، سود حسابداری ۱۰۰۰ دلار، سود حسابداری تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت ۸۰۰ دلار، سود مبتنی بر ارزش جاری ۵۰۰ دلار و سود مبتنی بر ارزش جاری تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت ۲۵۰ دلار است.
۲.۳.۴ مفاهیم سود
در میان اطلاعات حسابداری، سود حسـابداری به عنوان یک نماگر خلاصه شناخته میشود. میتوان ادعا کرد که سود حسابداری مهمترین رقم صورتهای مالی است، به طوری که شاید با انتشار صورتهای مالی اولین رقمی که ذینفعان سازمان در پی آن هستند، سود خالص باشد. از هر جنبه که به سود حسابداری بنگریم میتوانیم به اهمیت آن پی ببریم. سود حسابداری کاربردهای متعددی دارد بهطوریکه میتوان از آن به عنوان معیـاری برای ارزیابی عملکرد، مالیات، توزیع سود و ثروت، تصمیمگیری و موارد متعدد دیگری یاد کرد.
بحث پیرامون سود فی نفسه پای مباحث دیگری را پیش میکشد. نقطه آغاز مطالب مرتبط با سود به مفاهیم اقتصادی آن معطوف است. در اقتصاد، دو مفهوم اصلی تغییر در میزان رفاه و حداکثرکردن منفعت۴۸ در محاسبه سود، به کار گرفته میشود. این مفاهیم، سود حسابداری را نیز تحت تأثیر قرار دادهاند. به عنوان مثال، مفهوم سود جامع در حسابداری (تغییر در حقوق صاحبان سهام در یک دوره ناشی از مبادلات غیر مالکانه) برگرفته از رویکرد تغییر در میزان رفاه میباشد. پیادهسازی مفاهیم نگهداشت سرمایه نیز در راستای نیل به این مفهوم اقتصادی است. از طرفی در محاسبه سود، تطابق جریانهای ورودی و خروجی منافع در یک دوره، از رویکرد حداکثرسازی منفعت گرفته شده است. با این حال قواعد حسابداری در محاسبه سود، مخصوص به حسابداری بوده و رد پای آن در هیچ جای اقتصاد دیده نمیشود.
در این تحقیق، توجه اصلی ما به رویکرد تغییر در میزان رفاه معطوف شده است، به نحوی که FASB49 نیز در چارچوب نظری گزارشگری مالی با تمرکز بر رویکرد دارایی- بدهی و جداسازی مفهوم سود جامع از عایدات دوره چنین رویکردی را در استانداردهای خود دنبال نموده است. در واقع FASB در تلاش است تا با محاسبه سود جامع، سود حسابداری را به سود اقتصادی نزدیک کند و اندکی از انتقادات پیرامون قواعد محاسبهی سود حسابداری بکاهد (مهرانی و همکاران، ۱۳۹۲).
۲.۳.۴.۱ سود حسابداری
سود حسابداری را میتوان به عنوان تفاوت بین درآمدهای تحقق یافته ناشی از معاملات یک دوره مالی و بهای تاریخی منقضی شده در آن دوره دانست. عبارات تحقق یافته و منقضی شده نشان از سایه سنگین بهای تاریخی در محاسبه سود حسابداری دارد. قواعدی که در محاسبه سود حسابداری اعمال میشود تفسیرپذیری این رقم را کاهش میدهد (مهرانی و همکاران، ۱۳۹۲).
در سطح ساختاری، سود، که همان سـود حسابداری است، براساس قواعـد و رویـههای معین محاسبه میشود. وضع اصل تحقق درآمد که از هدفها و مفروضات گزارشگری مالی مشتق شده در این مفهوم از سود نقش اساسی دارد. هزینه و تحقق آن تنها در رابطه با کسب درآمد معنی دارد. مخارجی که هر واحد گزارشگر برای کسب درآمد انجام میدهد، درصورتیکه منتهی به درآمد شود، این مخارج به هزینه تبدیل میگردد و در محاسبه سود از درآمدهای کسب شده کسر میشود. اصل تطابق هزینهها با درآمدها دومین اصلی است که کاربرد آن در این مفهوم از سود، ضروری است.
لازم به توجه است که سود حسـابداری پایه و اسـاس بسیاری از تصمیمـات اقتصادی است و مهمترین مشکل محاسبه سود در این مفهوم، عملیاتی کردن اصل تطابق است، بدین مفهوم که کدام هزینه کدام درآمد را ایجاد کرده است.
۲.۳.۴.۲ سود اقتصادی
در سطح تفسیری، سود، که همان سود اقتصادی است، برابر با افزایش در خالص ثروت (سرمایه) است. سود مبلغی است که یک شخص (یا واحد گزارشگر) میتواند طی دورهی زمانی معین خرج (توزیع) کند و وضعیتش در پایان دوره به همان خوبی اول دوره باشد. به این ترتیب، سود فقط پس از حفظ سرمایه حاصل میشود. چنانچه سرمایه بر پایهی ارزش اسمی و یا قدرت خرید پول حفظ شود، سرمایه مالی حفظ شده است (مفهوم حفظ سرمایه مالی)، چنانچه سرمایه بر پایهی ظرفیت تولیدی حفظ شود، سرمایه مادی یا فیزیکی حفظ شده است (مفهوم حفظ سرمایه فیزیکی). افزایش در سرمایه از طریق ارزشگذاری واحد گزارشگر در ابتدا و انتهای دوره محاسبه میشود. چنانچه سرمایه پایان دوره بیش از سرمایه اول دوره باشد (با فرض نبود هیچگونه معاملات مالکانه)، این افزایش، سود است.
چون سود اقتصادی با دنیای واقعی مطابقت دارد، مورد توجه تصمیمگیرندگان میباشد ولی محاسبه ارزش (سرمایه) در ابتدا و انتهای هر دوره با مشکلات و ابهامات بسیار جدی رو به رو است. اما مهمترین مشکل سود اقتصادی گزارش یک رقم یک تکه (یکجا) و بدون ریزهکاری است. فرض کنید به هر نحوی خالص ثروت در اول و آخر دوره اندازهگیری شود و مابهالتفاوت آنها برابر با مقدار x باشد که همان سود اقتصادی است. اگر سوال شود، این مقدار x حاصل چه فعالیتهایی است، پاسخی وجود ندارد، چون نمیتوان این مقدار x را تفکیک کرد. نمیتوان بیان کرد که A% مربوط به تولید است، B% مربوط به نگهـداری داراییها است و …. این سـوال برای سـود حسابداری در حـد مناسب پاسـخ دارد ولی برای سـود اقتصادی بی پاسخ است (ثقفی، ۱۳۹۲).
۲.۴ رویکردهای تهیهی صورت سود (زیان)
سود اقتصادی هر دوره از طریق ارزشگذاری سرمایهی واحد گزارشگر در ابتدا و انتهای هر دوره مالی محاسبه میشد. صرفنظر از مشکلات مفاهیم متعدد حفظ سرمایه و مسایل خاص ارزشگذاری مهمترین ناتوانی این سود آن است که ماهیت و اجزای سود که برای پیشبینی ضروری است آشکار نمیگردد. بهعبارت بهتر، سود اقتصادی یک قلم است و جزییات ندارد بنابراین امکان پاسخگویی به سوالات زیادی نظیر سود از چه فعالیتهایی حاصل شده را ندارد. از این رو، توان پیشبینی کمی دارد (ثقفی، ۱۳۹۲).
نکته دیگر آن است که هدف اصلی واحدهای انتفاعی، حداکثر کردن جریان سود سهام به سهامداران در طول عمر آن واحد و یا حداکثر کردن ارزش تصفیه یا ارزش بازار واحد انتفاعی در پایان عمر یا مقطعی دیگر و یا ترکیبی از آنها میباشد. اما اندازهگیری کلی سود در طول عمر واحد انتفاعی، اطلاعات لازم را در اختیار نمیگذارد و مهمتر از آن دلایل موفقیت یا شکست را بیان نمیکند. بنابراین، لازم است تا اندازهگیری سود در

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   با هدف پیام صلح و دوستی، دانشجویان از تهران تا لندن رکاب می‌زنند
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید