صاحبان سهام آن را تعیین میکند آثار هزینهای و ریسکی بر عملکرد شرکت دارد. ساختار مختلف تأمین مالی و اثر آن بر شرکتهای مختلف در شرایط متفاوت اقتصادی تفاوت خواهد داشت (عبداله زاده، ۱۳۸۱). برای مثال اگر در ساختار سرمایه شرکت اوراق قرضه وجود داشته باشد، احتمال دارد که شرکت دچار نوعی بحران مالی شود. شرکت زمانی دچار بحـران مالـی میشود که نتواند اصـل و فرع بدهـیهای خود را در موعـد مقرر بپردازد (بهطورکلی نتواند، طبق مفاد قرارداد عمل کند). به عبارت دیگر، اگر شرکتی اوراق قرضه منتشر کند، متعهد شده است که از محل سودهای نامعلوم آینده، هزینه بهره ثابتی بپردازد. این اقدام باعث افزایش درجه ریسک و بازده سهامداران شرکت خواهد شد. نرخ بازده سرمایهگذاری شرکت باید بیش از نرخ بهره اوراق قرضه باشد تا سود هر سهم شرکت کاهش نیابد (نوو۳۵، ۱۹۸۹، ترجمه جهانخانی و پارسائیان۱۳۸۰).
قابلیت نقدشوندگی داراییهای یک واحد تجاری بر ریسک سرمایهگذاری در آن، تأثیرگذار است. قابلیت نقدشوندگی یک دارایی به معنای امکان فروش سریع آن است. هر چه بتوان یک دارایی را سـریعتر و با هزینهی کمتری به فروش رساند قابلیت نقدینگی آن بیشتر و ریسک سرمایهگذاری در آن کمتر است (ایکنز و میشیکن، ۱۹۹۹). شایان ذکر است، این مفهوم در برخی از متون تحت عنوان ریسک نقدینگی۳۶ هم معرفی میشود.
ثبات نسبی سودآوری یک واحد تجاری در سرمایهگذاری در آن مؤثر است، بدین صورت که هر چه میزان انحراف سودآوری سالهای گذشته و یا سودهای احتمالی دورههای آتی نسبت به میانگین سود یا سود مورد انتظار بیشتر باشد، ریسک سرمایهگذاری در آن واحد تجاری بالاتر و در مقابل ارزش آن کمتر خواهد بود (ایکنز و میشکن، ۱۹۹۹). این مفهوم که تحت عنوان ریسک نوسانات سود۳۷ شناخته میشود، عبارت است از انحراف معیار نسبت سود به قیمت بازار (واتس و زیمرمن۳۸،۱۹۸۶). نوسانپذیری سود اغلب یکی از عوامل بالا بودن ریسک شرکت تلقی میشود.
۲.۲.۱.۲.۴ میزان وابستگی تولید شرکت به عوامل حیاتی و به خارج، وضعیت عمومی و جهانی منابع
صنایع مختلف و شرکتهای آن تحت تأثیر شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی جغرافیایی داخلی و خارجی میتواند دچار رونق و رکود گردد. برای مثال، در صورت بهبود قیمت جهانی نفت، صنایع وابسته به فرآوردههای نفتی، تحت تأثیر قرار گرفته و سهام آن دارای رونق میگردد یا در صورت بروز خشکسالی، صنایع وابسته به محصولات کشاورزی تحت تأثیر قرار گرفته و سهام آنها دچار رکود خواهد شد (عبداله زاده، ۱۳۸۱). بنابراین هر چه میزان وابستگی تولید یک شرکت به خارج و عوامل حیاتی بیشتر باشد و وضعیت عمومی و جهانی منابع تولیدی موردنیاز شرکت نامساعدتر باشد، ریسک سرمایهگذاری در آن شرکت افزایش مییابد.
۲.۲.۲ انواع ریسک
تا اینجا در خصوص ریسک کلی که عامل مهمی در تجزیه و تحلیل سرمایهگذاری است، صحبت کردیم. با این حال تجزیه و تحلیلگران مدرن، عوامل مؤثر بر ریسک (منابع ریسک) را که باعث تغییر و پراکندگی در بازده میشود به دو دسته کلی تقسیم میکنند. یک راه منطقی برای تقسیم ریسک کلی به اجزای آن، تمایز میان اجزای کلی (بازار) و اجزای خاص (اوراق خاص) است. این دو نوع ریسک را کـه تجزیـه و تحلیلگـران مدرن به آنها ریسک سیستماتیک و ریسک غیـرسیستماتیک میگویند به صورت زیر میتوان نشان داد:
ریسک سیستماتیک + ریسک غیرسیستماتیک= ریسک کل
ریسک غیرسیستماتیک۳۹
آن قسمت از تغییرپذیری در بازده کلی اوراق بهادار را که به تغییرپذیری کلی بازار بستگی ندارد ریسک غیرسیستماتیک میگویند. این نوع ریسک منحصر به اوراق بهادار خاصی است و به عواملی هم چون ریسک تجاری، مالی و ریسک نقدینگی بستگی دارد. اگرچه کلیهی اوراق بهادار تا حدودی از ریسک غیرسیستماتیک برخوردار هستند ولی سهام عادی بیشتر با این نوع ریسک مرتبط است. این نوع ریسک را میتوان با ایجاد پرتفوی کاهش داد (جونز، ۱۹۴۳، ترجمه تهرانی و نوربخش۱۳۸۶).
ریسک سیستماتیک۴۰
سرمایهگذاران میتوانند با تشکیل پرتفوی قسمتی از ریسک کلی را که به بازار ربطی ندارد کاهش دهند. آن قسمت از ریسک که باقی میماند غیرقابل کاهش و ریسک مربوط به بازار است. اگر بازار سهام به سرعت افت داشته باشد بیشتر سهامها را تحت تأثیر قرار میدهد و برعکس. این تغییرات بدون توجه به رفتار یک سرمایهگذار خاص رخ میدهد و برای کلیهی سرمایهگذاران بحرانساز است.
تغییرپذیری در بازده کلی اوراق بهادار، مستقیماً به تغییرات بازار یا اقتصاد بستگی دارد که به آن ریسک سیستماتیک یا ریسک بازار گفته میشود. معمولاً تمامی اوراق بهادار تا حدودی از ریسک سیستماتیک برخوردارند (اعم از اوراق قرضه و سهام) برای اینکه ریسک سیستماتیک دربرگیرنده ریسکهای تورم، بازار و نرخ بهره است (جونز، ۱۹۴۳، ترجمه تهرانی و نوربخش۱۳۸۶).
۲.۳ سود
۲.۳.۱ هدف از اندازهگیری و گزارشگری سود
محاسبه و گزارش سود ممکن است جهت تأمین مقاصد گوناگون مفید باشد. استفادهکنندگان برون سازمانی هدفهای متفاوتی از استفادهکنندگان درون سازمانی دارند. یکی از هدفهای اساسی که برای عموم استفادهکنندگان از گزارشهای مالی بااهمیت است نیاز به تفکیک سود از سرمایه است. به تفسیری سود، از گردش سرمایه حاصل میآید. در شروع هر کسب و کاری مبلغ سرمایه مشخص است. در اولین رویداد که بخشی یا تمـام سرمایه تبدیل به دارایی ( از قبیـل محـل کار، کالا و …) میشود، فرایند کسب سود نیز شروع میشود. در اثر گذشت زمان عموماً کسب و کار ارزش دیگری غیر از ارزش اولیهاش دارد. هر چند که تفکیک سود و سرمایه مخلوط شده به راحتی امکانپذیر نیست و روشهای متعددی برای محاسبه سود وجود دارد، اما به طور کلی میزان افزایش (کاهش) در سرمایه همان سود است که بیانگر منفعت کسب شده از عملیات واحد تجاری است (ثقفی، ۱۳۹۲). سایر اهداف گزارشگری سود به شرح زیر میباشد:
استفاده از سود به عنوان معیار سنجش کارایی شرکت،
استفاده از سود به عنوان مبنای محاسبهی مالیات بردرآمد واحدهای گزارشگر،
استفاده از سود به عنوان معیاری برای سنجش میزان موفقیتهای شرکت به منظور تعیین دستاوردهای آن- مدیریت بر این اساس تصمیمات آینده خود را اتخاذ خواهد کرد،
استفاده از سود برای سامان دادن به امور شرکتها و حل اختلافات مالی،
استفاده از سود برای ارزیابی و تخصیص منابع.
۲.۳.۲ مفهوم سرمایه۴۱
برخلاف سود حسابداری که با سود اقتصادی تفاوت انکارناپذیری دارد، تعاریف اقتصاددانان از سرمایه با آنچه حسابداران سرمایه مینامند، تفاوت زیادی ندارد. صد سال قبل اقتصاددان معروف فیشر۴۲ نظریه سرمایه و سود را چنین بیان کرد:
“سرمایه، موجودی ثروت در یک مقطع زمانی است. اما سود جریان منافع در مرور زمان است، به عبارتی سود، جریان سرمایه طی یک دوره زمانی است. سرمایه انباشت منافع آینده و سود، لذتجویی (بهرهمندی) از این منافع طی یک دوره زمانی مشخص است.”
شصت سال قبل اقتصاددان معروف دیگری به نام هیکس۴۳ با همان جهان بینی فیشر، تعریف دقیقتری از سود ارائه کرد که اندازهگیری سود سادهتر شود:
“سود هر دورهی زمانی معین، مبلغی است که شخص میتواند طی همان دوره آن را خرج (مصرف) کند و در پایان دوره وضعیتی به همان خوبی۴۴ اول دوره داشته باشد.”
این تعریف بیان دیگری از “افزایش در خالص ثروت” است. بنا به تعریف هیکس، برای اندازهگیری سود هر واحد گزارشگر باید ارزش آن واحد، در اول و آخر دوره اندازهگیری شود و تفاوت ارزشها در صورت مثبت بودن، سود آن دوره میباشد. این رویکرد از اندازهگیری سود به نام رویکرد حفظ سرمایه معروف است. چون سود تنها پس از حفظ سرمایه معنی دارد. به این ترتیب مسأله به مسأله اندازهگیری سرمایه منتهی میشود (ثقفی، ۱۳۹۲).
عبارات سود و سرمایه در بافت شرکت، معانی متفاوتی به خود میگیرند. سرمایه و سـود از جمله بااهمیتترین مفاهیم در حسابداری تلقی میشوند. معمولاً حسابداران سرمایه را با ارزش دفتری سهام عادی برابر میدانند و سود را معادل سود خالص سهامداران عادی میپندارند. هندریکسن و ون بردا۴۵ (۱۹۹۲) برای بسط مفاهیم سود و نگهداشت سرمایه، عبارات سرمایه و سود را از منظر حسابداری این گونه تعریف میکند:
“در واحد تجاری، سرمایه شامل تمام پولهایی است که واحد تجاری از انتشار اوراق سهام، اوراق قرضه و تمام ابزارهای مالی که شرکت در جهت تأمین مالی منتشر کرده است، بدست میآورد. یعنی آن شامل سرمایهای است که از محل سهام و اوراق قرضه تأمین میگردد. از این رو، سود عبارت است از مبالغی که به همه تأمینکنندگان سرمایه تعلق میگیرد. به عبارتی سود شامل بهره پرداختی به بستانکاران و سود پرداختی به سهامداران است.
بنابراین، باید توجه داشت که سود جامع از سود واحد تجاری متمایز است. مقصود از سود جامع، سودی است که تنها به صاحبان سهام عادی تعلق میگیرد و هیئت استانداردهای حسابداری مالی این عبارت را بدین گونه به کار بـرد که در برگیرنـدهی اقلامی ماننـد تعدیلات دوره گذشته میشود (که اگر چه به عنوان تغییر در سود انباشته گزارش میشود) میتواند به عنوان بخشی از سود این دوره در نظر گرفته شود. اما منظور از سود واحد تجاری، سودی است که به تمامی صاحبان سهام و بستانکاران تعلق میگیرد. در واقع سود واحد تجاری همان سود قبل از کسر هزینه بهره میباشد.”
تقسیم سود نقدی به سهامداران فعلی از محل سرمایه در بازارهای فعال اوراق بهادار، مکرراً اتفاق افتاده و بحرانهای مالی به وجود آورده است. با چنین پرداختهایی به سهامداران فعلی سهامداران بالقوه تقاضای خرید سهام را افزایش داده و قیمت سهام در بازار بیش از واقع رقم خورده و از محل این افزایش قیمتهای صوری (قیمتهای غیرواقعی) سهامداران فعلی منتفع و سهامداران آتی متضرر شدند. بعد از چند سال که موضوع کاملاً برای سرمایهگذاران آشکار شد، بازار اوراق بهادار سقوط کرد و بحران مالی به وجود آورد. مثال بارز آن بحران مالی سالهای ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۳ میلادی بازار اوراق بهادار آمریکا است که به دلیل پرداخت سود نقدی از محل سرمایه به سهامداران شرکت بزرگ راه آهن و شرکتهای تابعه بود. به دلایل ذکر شده تفکیک سود از سرمایه بااهیمت است و این تمیز مستلزم اندازهگیری دقیق سرمایه در ابتدا و انتهای هر دوره مالی میباشد. روشهای متفاوتی برای اندازهگیری سرمایه ارائه شده که مهمترین آنها شرح داده میشود (ثقفی، ۱۳۹۲).
۲.۳.۳ مفاهیم نگهداشت سرمایه
مفهوم حفظ سرمایه این است که محاسبه و شناخت سود، به حفظ سرمایه و بازیافت بهای منقضیشده موکول شده است. بازده حاصل از سرمایه (سود) چیزی متفاوت از بازده سرمایهگذاری (بازیافت بها) است. دو مفهوم اصلی از حفظ سرمایه یا بازیافت بها را میتوان در قالب واحد پول (سرمایهی مالی) و در قالب واحد قدرت خرید عمومی

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه درموردادراک دیداری، تقسیم بندی، آموزش هنر، طلاق
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید