به موضوع بحث پرداخته شد. در این بخش به بررسی پیشینهی تحقیق میپردازیم. قبل از شروع، لازم است به این موضوع اشاره کنیم، مفروضات تحقیق، که در فصل اول به بیان آنها پرداخته شد، برمبنای ادبیات قبلی موجود در خصوص موضوع تحقیق مطرح شدهاند. بنابراین، پس از بررسیهای متعدد، تصمیم گرفته شد تا این قسمت، به تفکیک پیشینهی مربوط به هر یک از مفروضات تحقیق ارائه شود. به نظر میرسد انتخاب این شیوه برای ارائهی ادبیات تحقیق، به خوانندگان کمک کند تا علت طرح مفروضات و روش اجرای تحقیق را که در فصل سوم بیان خواهد شد، بهتر درک کنند.
۲.۲ تحقیقهای قبلی درمورد نوسانات سود جامع
افزایش فشار بر استانداردگذاران برای گزارشگری سود جامع از هر دو انگیزهی داخلی و خارجی نشئت میگیرد (جانسون و همکاران، ۱۹۹۵). انگیزهی داخلی نهادهای استانداردگذار از پروژهی ابزارهای مالی هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB)، به ویژه آن بخش از پروژه که مربوط به ابزارهای مشتقه و مصونسازی است، ناشی میشود. اعضای هیئت استانداردهای حسابداری مالی به طور عمومی بیان کردند که بر این باور هستند، بیشتر ابزارهای مالی در نهایت باید به ارزش بازار شناسایی و اندازهگیری شوند و بنابراین، هیئت تصمیم گرفته استکه همهی ابزارهای مشتقـه را به ارزش منصفانـه شناسایی و اندازهگیـری کند. علاوهبراین، پیش از این ابزارهای مالی در ترازنامه منعکس نمیشدند، لذا هیئت شناسایی ابزارهای مالی بیشتری را در صورتهای مالی مورد توجه قرار داد (کپ و همکاران، ۱۹۹۶).
در پیشنویس ابزارهای مشتقه و مصونسازی ژوئن سال ۲۰۰۶، هیئت استاندارهای حسابداری مالی به این نتیجه رسید که کلیهی ابزارهای مشتقه باید به ارزش منصفانه اندازهگیری و شناسایی شوند و به این باور اشاره کرد که هنگامی که مسائل مفهومی و اندازهگیری حل شود، کلیهی ابزارهای مالی باید در صورت وضعیت مالی به ارزش منصفانه گزارش شوند. شناسایی و اندازهگیری ابزارهای مالی به ارزش منصفانه به مباحثه در بین اعضای هیئت منجر شد. از یک طرف، برخی معتقد بودند که اگر قرار است گزارشگری ابزارهای مالی در تصمیمگیری مربوط باشد، پس شناسایی ابزارهای مالی و اندازهگیری آنها به ارزش منصفانه ضروری است. از طرف دیگر، سایرین به دلیل نوساناتی که به تغییر قیمت منتج میشود و ممکن است در صورت سود (زیان) گزارش شود، در مقابل این اقدامات مقاومت کردند. به همین علت، IASB و FASB برای کاهش فشار درمورد این موضوع که گزارش کردن ابزارهای مالی به ارزش منصفانه منجر به افزایش نوسانات سود و درنتیجه ریسک شرکت میشود، اجازه دادند تا تغییرات قیمت ابزارهای مالی خاصی نظیر اوراق بهادار آماده برای فروش و ابزارهای مصونسازی جریان وجه نقد از صورت سود (زیان) دوره حذف شوند و تحت سرفصلی جداگانه در صورت سود (زیان) جامع ارائه شوند. صورت سود (زیان) جامع وسیلهای است که به کمک آن میتوان تغییرات در ارزش منصفانهی ابزارهای مالی را در یک صورت نشان داد، بدون آنکه بر اندازهگیریهای سنتی سود خالص تأثیر داشته باشد (فاستر و هال۸۹، ۱۹۹۶). بنابراین، با توجه به این که ارائهی این اقلام برای ارزیابی وضعیت مالی و عملکرد مالی یک شرکت مهم هستند، میتوان با ارائهی صورت سود (زیان) جامع واحد، پیچیدگی گزارشگری ابزارهای مالی را کاهش داد۹۰.
اما، انگیزهی خارجی FASB از این موضوع ناشی میشود که هیئت درخواستهای بسیاری مبنی بر گسترش گزارشگری اقلام سود جامع از جامعه تحلیلگران دریافت کرد. تحلیلگران عدم رضایت خود را از آنچه که در صورت سود (زیان) گزارش میشود، بیان نکرده بودند بلکه عدم رضایت خود را از آنچه که در این صورت گزارش نمیشود، بیـان کرده بودند. به ویژه عدم رضـایت آنها مربوط به رویهای بود که در آن برخی از اقلام سود جامع در حقوق صاحبان سهام گزارش میشدند. بیش از همه، انجمـن مدیریت و تحقیقات سرمایهگذاری (AIMR)، یکی از سازمانهای نظارتکننده بر هیئت استانداردهای حسابداری مالی و یکی از بزرگترین و مؤثرترین گروههای استفادهکننده از اطلاعات صورتهای مالی، به هیئت اصرار کرد تا مفهوم سود (زیان) جامع را عملی سازد. AIMR در گزارش سال ۱۹۹۳ خود با عنوان “گزارشگری مالی در دهه ۱۹۹۰ میلادی و پس از آن” استدلال کرد که سود (زیان) جامع برای گزارشگری مالی بهتر و مفیدتر، در حوزههای متعددی لازم است، یکی از این حوزهها گزارشگری اثر تغییر ارزش منصفانهی اوراق بهادار معاملاتی و کلیهی تغییرات در حقوق صاحبان سهام (به غیر از معاملات با مالکین) میباشد که به عنوان تعدیلات حقوق صاحبان سهام گزارش میشد. گزارش این انجمن همچنین حمایت از شمول کلی سود را مورد تأکید قرار داد (AIMR، ۱۹۹۳ و CFA، ۲۰۰۷).
در گزارش این انجمن چنین بیان شد:
“تحلیلگران مالی برای تعییـن مکان و ارزیابی کلیـهی اقلام صورت سود (زیان) که ممکـن است بر پیشبینیهای آنها از آینـده و ارزیابی شـرکت اثـر داشتـه باشد، تلاش زیادی صـرف میکننـد. برای استفادهکنندگان مالی لازم است، اطلاعاتی که فعالیت اقتصادی یک مؤسسه را گزارش میکند همه در یک جا باشد تا بتوانند آنها را دستهبندی و برای اهداف خود مناسب سازند (AIMR، ۱۹۹۳)”
شکل صورت سود (زیان) باید به گونهای تدوین شود که اطمینان حاصل شود که اقلام مشابه به وسیلهی شرکتهای مختـلف به طور مشابه طبقهبندی میشود. آنگاه تحلیلگران با این شیوهی طبقهبندی قادر هستند تا مقایسههایی را که برای کارشان بسیار حیاتی است انجام دهند. بنابراین، نفع بازگشت به مفهوم شمول کلی سود جهت گزارشگری سود جامع این است، اقلامی که در حال حاضر در صورت سود (زیان) سنتی گزارش نمیشوند با شفافیت بیشتری انعکاس مییابند و به موجب آن، درک آنها برای استفادهکنندگان صورتهای مالی ممکن است بااهمیت باشد و اغلب متفاوت از اقلامی در نظر گرفته شود که هم اکنون در صورت سود (زیان) سنتی برای ارزیابی عملکـرد گذشتـه واحـد تجاری و همچنیـن چشمانداز آن گزارش میشود.
اما، مخالفان گزارشگری سود جامع بر این باور بودند که نوسانات موجود در سایر اجزای سود جامع منجر به افزایش ریسک شرکت میشود و درنتیجه عملکرد اصلی شرکت را بدجلوه میدهد. آنها معتقد بودند، اقلامی که تحت عنوان سایر اجزای سود جامع شناخته میشوند، مربوط به عملکرد اصلی شرکت نیستند و بنابراین گنجـاندن آنها در صورت عملکـرد میتواند برای استفـادهکنندگان از صورتهای مالی گمراهکننده و گیجکننده باشد (SFAC130، بند ۶۰). علاوهبراین، سود جامع از یک دوره به دوره دیگر نوسان دارد و این نوسانات به نیروهای بازار خارج از کنترل مدیریت مربوط میشود.
بر همین اساس و با توجه به وجود اظهارنظرهای متفاوت، ین۹۱و همکاران (۲۰۰۷) تصمیم گرفتند تا در تحقیقی به تجزیه و تحلیل اظهارنظرهای ارائه شده به پیشنویس گزارشگری سود جامع (FASB، ۱۹۹۶) بپردازند. آنها استدلالهای موجود در این اظهارنظرها را طبقهبندی و تجزیه و تحلیل کردند. آنها بیان کردند، علیرغم اینکه FASB از اظهارنظرکنندگان درخواست کرد تا بر جنبههای نظری و تئوریک استاندارد ارائه شده تمرکز کنند، بسیاری از اظهارنظـرها و استدلالها نتیجـه محـور بوده و بـر اثرات منفیای که ایـن پیشنویس برروی عملکرد شرکتها و صنایع خاص داشت، تمرکز کردند. یافتههای آنها نشان داد، ۳۴ درصد از اظهارنظرکنندگان به پیشنویس استاندارد شماره ۱۳۰ FASB، براین باور بودند که سود جامع نسبت به سود خالص نوسان بیشتری داردکه از تغییرات قیمت بازار ایجاد میشود و بنابراین به عملکرد اصلی یک واحد تجاری مربوط نیستند.درحالیکه بانکهای بزرگ و شرکتهای بیمه مخالفان اصلی گزارشگری سود جامع هستند، ۳۶ درصد از اظهارنظرکنندگان بخش غیر مالی هم، نسبت به افزایش نوسانات ناشی از ارائهی سایر اجزای سود جامع اظهار نگرانی کردند و حدود ۸ درصد دیگر نیز ادعا کردند که این نوسانات ممکن است عملکرد اقتصادی واحد تجاری را بد جلوه دهد (ین و همکاران، ۲۰۰۷).
بارث۹۲و همکاران (۱۹۹۵) با استفاده از نمونهای متشکل از ۱۳۷ بانک در طی دورهی ۱۹۷۱ تا ۱۹۹۰ دریافتند که سودهای مبتنی بر ارزش منصفانه بیش از سودهای مبتنی بر بهای تمام شده تاریخی نوسان دارند. آنها معتقد بودند، باوجود اینکه حسابداری بهای تمام شده تاریخی منجر به شکست مؤسسات مالی نمیشود اما حسابداری ارزش منصفانه بهتر میتواند ارزشهای اقتصادی زیربنایی این مؤسسات را نشان دهد.
هادر۹۳و همکاران (۲۰۰۶) نوسانات سود را به عنوان عنصری از ریسک در سه معیار مختلف سود (سود خالص، سود جامع و یک جایگزین برای سود مبتنی بر ارزش منصفانه) برای ۲۰۲ بانک تجاری ایالت متحده، در طی دورهی ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴ بررسی کردند. نتایج آنها نیز نشان داد که نوسانات سود ارزش منصفانه بیش از سه برابر سود جامع و بیش از پنج برابر سود خالص نوسان دارد.
بامبر۹۴و همکاران (۲۰۱۰) به بررسی این موضوع که آیا نوسانات مشاهده شده در عملکرد شرکت با انتخابهای حسابداری ارتباط دارد یا خیر، پرداختند. مطالعهی آنها شواهدی درمورد علت اینکه چرا اکثر شرکتها ترجیح میدهند سود جامع را علیرغم تقاضای سیاستگذاران مبنی بر ارائهی سود جامع در یک صورت عملکرد، در صورت تغییرات حقوق صاحبان سهام ارائه دهند، فراهم کرد. چون، همانطور که آنها در آمارهای توصیفی مقطعی نشان دادند، در ۷۲.۵ درصد از نمونهی آنها، سود جامع دارای انحراف معیار بزرگتری (در نتیجه نوسان بیشتری)، در مقایسه با سود خالص بود.
۲.۳ تحقیقهای قبلی در مورد رابطه ریسک با سود جامع
۲.۳.۱ رابطهی معیارهای نوسانات سود و معیار ریسک بازار
بیور و همکاران (۱۹۷۰)، در مقالهی بدوی خود، به بررسی ارتباط معیارهای ریسک در حسابداری با ریسکی که در تئوری پرتفوی تعریف شده بود، یعنی همان ریسک سیستماتیک، طی دو دورهی زمانی ۱۹۴۷-۱۹۵۶ و ۱۹۵۷-۱۹۶۵ پرداختند. آنها بر این باور بودند که تئوری پرتفوی معیارهای ریسک خود را صرفاً بر حسب فعل و انفعالات مشخص بازار معین میکند. اما، یک مسئله مهم برای حرفه حسابداری این است که ارتباط بین معیارهای ریسک تعیین شدهی حسابداری و معیارهای ریسک تعیین شدهی بازار را درک کند. بیور و همکاران (۱۹۷۰) نشان دادند که معیارهای ریسک در حسابداری را میتوان به عنوان جایگزینی برای کل نوسانات بازده اوراق بهادار سهام عادی شرکت در نظر گرفت. بنابراین، معیارهای حسابداری، هر دو اجزای ریسک سیستماتیک و مختص شرکتی (غیر سیستماتیک) را منعکس میکند. آنها به بررسی ارتباط بتا با هفت متغیر حسابداری (شامل پرداخت سود نقدی، رشد داراییها، اهرم مالی، اندازه داراییها، نسبت جاری، نوسانات سودها و بتای حسابداری) پرداختند. نتایج حاصل از این بررسی بیانگر آن بود که همه معیارهای ریسک که از طریق اطلاعات مربوط به سود تهیه میشوند (مانند پرداخت سود نقدی و بتای حسابداری)، چه در

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رایگان درموردعلم الهدی، امام صادق، انقلاب اسلامی، کارشناسی ارشد
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید