کوتاهی می کند، دیگر این که عناصری را به شکل درمی آورد که برای او مهم هستند ولی قابل رؤیت نیستند. در این مرحله، نقاشی کودک کمتر دارای جنبۀ شناسایی یک شیء و یا واقعیات بیرونی آن شیء است، بلکه شناخت نقاشی کودک بر اساس اشتباهاتی صورت می گیرد که در نقاشی او نمایان است و فهم و درک معانی این اشتباهات نیز به منزلۀ شناخت نیازها و موضوع های مورد علاقه اوست.۳۹۶
در سنین کودکستانی و پیش دبستانی می توان موسیقی و نقاشی را با هم ترکیب کرد. موسیقی نیز مانند رنگ برای کودکان جذاب است، زیرا ریتم آن را به خوبی حس می کنند. در ضمن مطالعات روانی- عصبی نشان داده که آموزش نقاشی در کنار گوش دادن به موسیقی می تواند فرآیندهای عالی مغز را که در کورتکس رخ می دهد تقویت کرده و ارتقاء بخشد. کودکان می توانند در قالب کارگروهی از ترکیب موسیقی و نقاشی لذت ببرند. مشابه این ترکیب موسیقی و نقاشی را کودکان در انیمیشن ها به خوبی می بینند و مشعوف می گردند.۳۹۷
در آستانۀ سن ورود به مراکز پیش از دبستان، سبک فعالیت های گرافیکی کودکان متحول تر می شود، به گونه ای که آنها قواعد، اصول، استانداردها و هنجارهای خاصی را در ترسیم و نقاشی های هنری خود نشان می دهند و آثار هنری کودکان از شکلی نامنظم به شکلی منظم سوق پیدا می کند. لازمۀ گذراندن این مرحله سه نوع یادگیری مفهومی است که عبارتند از: مفاهیم بصری، ارتباطی و ابزاری.۳۹۸
کودکان پیش دبستانی در یک نشست می توانند چندین و چند نقاشی بکشند ولی در پایان کار کوچکترین علاقه ای به هیچ یک از آنها نشان ندهند، تا چه رسد به اینکه بخواهند آنها را به دیگری نشان دهند. می توان گفت تقریباً همیشه پدران و مادران و آموزگاران هستند که نقاشی های کودکان را به نمایش می گذارند، نه خود کودکان. به نظر ما و به نظر برخی دیگر چنین می رسد که نقاشی، غالباً یک فعالیت انفرادی است. در نتیجه، بیشتر نظریه های مربوط به نقاشی کودکان، چه تلویحاً و چه صراحتاً، چنین فرض کرده اند که کودکان، در درجۀ اول به واسطۀ ارضای خاطر حاصل از همین فعالیت است که دست اندرکار نقاشی می شوند.۳۹۹
کودکان پیش دبستانی به مرحله ترسیم بازنمودی رسیده مهارت های خط خطی کردن خود را بهبود می بخشند، علاقه شان به نشان دادن افراد، اشیاء و رویدادها در نقاشی هایشان نیز افزایش می یابد. این علاقه مندی بسیار زودتر از توان مهارتی آنها ظاهر می شود. برای مثال، کودک ۳ ساله ممکن است خط خطی کردن های خود را نشانگر مادر، خانه یا گربه بداند. گاهی نیز کودک نقاشی خود را به عنوان رویداد توصیف می کند: «مامان داره می ره مغازه». در طول سال های اولیۀ رشد، بازنمودهای تخیلی کودک به مهارت های حرکتی ابتدایی او محدود هستند و کاملاً مشخص است که کودک بیشتر از آنکه نقاشی اش نشان می دهد، می فهمد ولی بر دستان و مهارت های حرکتی چندان تسلطی ندارد.۴۰۰
برای تقویت نیروی تجسم پیاژه معتقد است «با انباشتن ذهن کودکان از مطالب مختلف» قدرت تجسم آنها از واقعیات افزایش می یابد مشروط بر اینکه کودک ابتدا مفهوم آن چیز را بیاموزد تا بتواند کلمه ای را که معرف آن چیز است یاد بگیرد و بر همین اساس او پیشنهاد کرده است که «کودکان در یادگیری باید فعال باشند و هرچه تماس آنها را با واقعیت ها بیشتر کنیم، امکان بیشتری برای درک و تجسم واقعیت به آنها داده ایم.» موسیقی، قصه و داستان باعث قوی شدن قدرت تخیل اختراعی کودک می شود و دیدن فیلم، اسلاید، حضور در موزه ها و پارک ها، باغ وحش و شرکت در گردش های گروهی به تجسم و تخیل ادراکی کودک یاری می رساند.۴۰۱
در این زمینه کودکان باید یاد بگیرند چگونه جزئیات را بشکافند که اگر آنها این چیزها را با نقاشی ها نشان دهند، نتیجه تربیت آنها و برداشت فکری شان نسبت به اشیاء و دنیای خارج آشکار می شود و در نتیجه توانایی فکری آنها، رشد و تکامل می یابد و قدرت درکشان قوی تر می شود.
اگر وسایل و مواد اولیه متنوع و دارای کاربردهای چندگانه را برای تولید آثار هنری در اختیار کودکان قرار داده شود تا آنها با درگیر شدن با وسایل، خود به خلق یک اثر جدید هنری بپردازند، از واپس زدگی تخیلات آنها جلوگیری خواهد شد. نباید کودکان را به تقلید کردن و کپی کردن در فعالیت های هنری محدود کرد و مانع رشد توانایی های خلاقه در آنان شد. در این صورت هر کودک راه ها و شیوه های خلق آثار هنری منحصر به خود را خواهد یافت.
نقش انیمیشن آموزشی، بیشتر در چگونگی انتقال مفاهیم به فراگیران نهفته است. اگرچه انتخاب متن و محتوای آموزشی بسیار مهم است، انتقال بهتر و مؤثر مفاهیم نیز از مسائلی است که باید مورد توجه قرار گیرد. تحقیقات نشان می دهد که خلق فیلم انیمیشن آموزشی مناسب در روند فرآیند یادگیری و انتقال و تفهیم و تأثیر مفاهیم نقش مؤثری دارند.
سنجش میزان اثر انیمیشن ها بر کودکان و روان شناسی آنها در ایران به شدت مورد نیاز است. به منظور جبران نارسایی های محیطی و فرهنگی و رفع نگرانی والدین از اتلاف اوقاتی که کودکان در جلوی تلویزیون می گذرانند، لازم است که تأثیر برنامه های کودک تلویزیون بر مخاطبان ویژه آنها که کودکان هستند، مشخص شود. به این منظور نگارنده با توجه به مباحث بیان شده پیرامون جذابیت های ویژه انیمیشن و نقاشی نزد کودکان، تأثیر تماشای انیمیشن مشوق نقاشی را بر نقاشی های کودکان پیش دبستانی بررسی نموده است.
از نظر روش شناسی، پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون بدون گروه کنترل بود که طی آن تأثیر تماشای انیمیشن مشوق نقاشی (متغیرمستقل) بر نقاشی های کودکان پیش دبستانی (متغیرهای وابسته) مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت.
جامعه آماری با کنترل متغیر سن، شامل تمامی دانش آموزان پایه پیش دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی ۹۳-۱۳۹۲ بود که ۵۳ نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه مورد بررسی انتخاب شدند. به این ترتیب که از بین مناطق بیست و دو گانه آموزش و پرورش شهر تهران، ۵ منطقه واقع در شرق، غرب، شمال، جنوب و مرکز شهر و سپس در هر منطقه، از بین مراکز پیش دبستانی مختلط موجود، یک مرکز به صورت تصادفی انتخاب شد.
برای انجام آزمایش، انیمیشن مشوق نقاشی “مدادهای رنگی”، با اعمال سبک انفعالی برای کودکان به نمایش گذاشته شد.
در این پژوهش میزان تأثیر تماشای انیمیشن مشوق نقاشی بر نقاشی های کودکان از طریق مطالعه و کنترل شاخص های موضوع، رنگ، شکل، محتوای آموزشی، تأکید و کادر بررسی گردید.
تعداد ۵۳ نفر از دانش آموزان پیش دبستانی که به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردیده بودند در ۵ گروه با تعداد نسبتاً مساوی، در مدارس خود مورد آزمایش قرار گرفتند. در هر ۵ گروه، ابتدا پیش آزمون به عمل آمد. به این ترتیب که قبل و بعد از تماشای انیمیشن از کودکان خواسته شد یک نقاشی با موضوع آزاد ترسیم کنند و بعد از اتمام نقاشی از هر کودک به طور جداگانه و خصوصی توضیحاتی درباره نقاشی خواسته شد و پاسخ ها و تفاسیر کودک از نقاشی اش، توسط آزمونگر به ثبت و مداخله به پایان رسید.
به منظور تحلیل داده ها، پاسخ به فرضیه ها، پژوهش و بررسی وضعیت تأثیرپذیری نقاشی های کودکان از انیمیشن مشوق نقاشی، از مدل آماری کای تو (chi – ۲) استفاده گردید. نتایج آزمون (chi – ۲) در مورد شاخص های متغیر وابسته به شرح زیر می باشد:
از نظر کلی از مجموع ۵۳ کودک، ۱۰ کودک به هیچ عنوان از انیمیشن تأثیر نپذیرفتند و بقیه ۴۳ نفر در یک تا شش شاخص تأثیرپذیر بودند.
در شاخص موضوع، به شکل معناداری (در سطح ۰۵/۰=α) اکثریت کودکان از موضوعات مورد تأکید در انیمیشن تأثیر پذیرفته اند. از میان ۵۳ نفر جامعه تحقیق، ۳۳ نفر (۳/۶۲%) موضوعی مرتبط با انیمیشن و ۲۰ نفر (۷/۳۷%) موضوعی آزاد را برای نقاشی انتخاب نموده اند.
درک و فهم نقاشی های کودکان و چیزی که او می خواهد بیان کند، برای والدین و مربیان بسیار لازم است – آن هم نه فقط به عنوان کنجکاوی خشک و خالی، بلکه بدین علت که شناخت آن باعث بهتر شدن روابط بین بزرگسالان و کودکان می شود و به پیشرفت و تکامل کودک کمک شایانی می کند. بزرگسالان می توانند با برقرار کردن روابطی دوستانه و معنوی با کودک، از او بخواهند برایشان درخت، حیوان، خانه، یک شخص، یک خانواده، خودش و یا هر چه را که مورد علاقه اش هست و یا از آن می ترسد یا یک رؤیا را ترسیم کند – البته بی آنکه چیزی را به او تحمیل کنند.۴۰۲
موضوع نقاشی با پیشرفت سن، از مرحله علاقه به خود، به مرحله توجه به دنیای خارج و دیگران تکامل می یابد. کودکان پنج یا شش ساله اکثراً موضوع هایی را انتخاب می کنند که با آنها ارتباط مستقیم دارد.۴۰۳
بسیاری از کودکان، بعد از چند جلسه نقاشی کشیدن، دیگر موضوعی برای نقاشی ندارند. آنان به آموزگار مراجعه می کنند تا موضوع جدیدی بدهد یا اگر مراجعه نکنند، به تکرار موضوعات قبلی می پردازند. این تکرار، کودک را خسته می کند، تا جایی که بعد از مدتی نقاشی لذت خود را از دست می دهد و کودک از نقاشی فاصله می گیرد. در حالی که جذبه نقاشی و اصولاً کار هنری، در خلق پدیده های جدید است. این خلق کردن و بازآفرینی به تکامل ذهنی انسان کمک بسیار می کند. به همین سبب ضروری است که آموزگار هوشیار کودک را از تکرار یا گریز از نقاشی به راهی جدید بکشاند. راهی که در آن بتوان هر دم و با هر نقاشی به نکات جدیدی در محیط پی برد.
چنانچه از مطالب فصل سوم و پنجم دریافتیم، ارائه موضوع در کلاس نقاشی، حتماً باید هدف یا دست کم انگیزه ای داشته باشد. در سال های اخیر، روان شناسان دریافته اند که نقاشی یکی از فعالیت های پیچیده کودکان است. آنان نقاشی را وسیله ای برای بیان زندگی عاطفی کودک دانسته اند. هنگامی که کودک با آزادی خود نقاشی می کند، در واقع، حالت روحی، احساسات و تأثیراتی را که از محیط گرفته است بیان می دارد. بنابراین ارائه موضوعاتی با هدف روان شناسانه می تواند تأثیرات جالب توجهی از خود به جا بگذارد.
همچنین امروزه آموزش، شکل های متفاوت و متنوعی به خود گرفته و شیوه های آموزش مدام در حال تغییر و تحول است. اگر آموزش، کودک را در راهی هدایت کند که: کشف منجر شود، موفق تر از آموزش به شیوه دیکته کردن مطلب خواهد بود. این شیوه را شاید بتوان آموزش غیرمستقیم نامید. یعنی بدون اینکه به طور مستقیم بخواهیم مطلبی در ذهن کودک جای دهیم، او را از طریق بازی یا هر روش دیگر، کنجکاو کنیم تا به تحقیق و جستجو بپردازد. بنابراین می توان از ارائه موضوعات آموزشی نیز سود جست.
اولین شاخص بررسی متغیر وابسته در این پژوهش، موضوع است. معیار سنجش شاخص

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه درموردآثار هنری، تأمین کننده، وسیله ارتباطی، ایدئولوژی
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید