موضوع، تأثیر پذیرفتن کودکان از موضوعات مورد توجه و تأکید در انیمیشن پخش شده است. کشیدن هر یک از موضوعات گل، ابر، باران، رعد و برق، خورشید، دانه گیاه و مداد رنگی توسط کودکانی که در مرحله پیش آزمون این موضوعات را ترسیم نکرده بودند، به منزله تأثیر پذیرفتن از موضوع انیمیشن به شمار آمد. مدادهای رنگی، ابرهای سیاه، رعدوبرق، بارش باران، روییدن گل، تابش خورشید و … هر کدام به نوبه خود توانستند به عنوان موضوع نقاشی مورد توجه کودک واقع شوند.
در میزان استفاده از رنگ های زرد، سبز و سیاه در نقاشی کودکان، قبل و بعد از تماشای انیمیشن تفاوت معناداری وجود دارد، (۰۵/۰=α). از میان جامعه تحقیق ۵۳ نفری، پیش از تماشای انیمیشن رنگ غالب نقاشی ۱۸ کودک (۳۴%) یکی از رنگ های سبز، زرد یا سیاه بوده و ۳۵ کودک (۶۶%) از سایر رنگ ها استفاده نموده بودند. پس از تماشای انیمیشن رنگ غالب نقاشی ۳۱ نفر (۵/۵۸%) یکی از رنگ های سبز، زرد و سیاه و رنگ نقاشی ۲۲ نفر (۵/۴۱%) از سایر رنگ ها بوده است.
روان شناسی رنگ ها مبحث جالب و در عین حال مفیدی است که از آن در طراحی رسانه ها و خلق آثار هنری استفاده های قابل توجهی به عمل می آید. در این باره کتاب ها و جزوات معدود ولی متنوعی در زبان فارسی منتشر کرده اند که هر کدام از بعد خاصی به روان شناسی رنگ ها نگاه می کنند. از میان این منابع می توان به کتاب روان شناسی رنگ ها اشاره کرد که ضمن ارائه و معرفی یک تست کاربردی روان شناختی با استفاده از رنگ ها، مباحث متنوعی نیز از نقطه نظر طراحی ارائه کرده است. در این کتاب پروفسور لوشر از دو عنوان متفاوت درباره رنگ ها به این شرح استفاده می کند:
۱- ساختار: که عبارت است از “معنای واقعی” هر رنگ که پیوسته ثابت است مثلاً رنگ آبی مایل به تیره به معنای “آرامش و سکون” است، صرف نظر از اینکه فردی این رنگ را دوست بدارد یا دوست ندارد.
۲- کارکرد: که عبارت است از “تمایل ذهنی نسبت به رنگ” که از فردی به فرد دیگر متفاوت است و تفسیرهای تست یاد شده بر آن استوار است.۴۰۴
داندیس، در تأیید آنچه پروفسور لوشر درباره روان شناسی رنگ ها گفته است، اظهار می دارد: «رنگ مهم ترین عنصر بصری از نظر بار احساسی و عاطفی است، بنابراین دارای نیروی ویژه ای در انتقال اخبار بصری است. رنگ نه فقط دارای معانی عام است که مورد قبول همگان می باشد، بلکه دارای معانی رمزی نیز هست، علاوه بر این، افراد هر یک به فراخور نوع شخصیت خود دارای سلیقه های شخصی در انتخاب رنگ هستند. ولی به رغم تمام اهمیتی که برای رنگ قائل شده اند، نحوه انتخاب آن به ندرت همراه با تجزیه و تحلیل درست و حساب شده انجام می گیرد. به هر حال خواه درباره آن درست فکر شده باشد و خواه نه، وقتی رنگ انتخاب می شود معانی بسیار زیادی همراه با آن منتقل می گردد.»۴۰۵
هنرمند ماهر و با تجربه، از رنگ برای وجود آوردن پندار دوری و نزدیکی و بیان یک قدرت پویا و آرایش مبتکرانه سطح دو یا سه بعدی به نحوی دلپذیر، و پدید آوردن واکنش های هیجانی نزد بیننده های خود استفاده می کند. بنابر گفته بولوگ۴۰۶ ارتباط درک ما از زیبایی با رنگ، بسیار ساده و فوری است و اگر هم هیچ شناخت تئوریک نسبت به رنگ نداشته باشیم، بطور غریزی در موقعیتی قرار داریم که رنگ براحتی در ما نفوذ می کند و عمق و گرما و تونالیته آن یعنی کیفیت عینی آن بعضی از احساسات و تألمات ما آمیخته می گردد.۴۰۷ این تفاسیر از رنگ به تعبیر خلاصه در این جمله از داندیس نمود می یابد: «رنگ مهم ترین عنصر بصری از نظر بار احساسی و عاطفی است.»۴۰۸
از زمان امپرسیونیست ها بین چیزی که رنگ هست و چیزی که رنگ بیانگر آن است فاصله بزرگی به وجود آمده است. در نقاشی مدرن هر کس می تواند از رنگ به طرق دلخواه استفاده کند. چه به روش نمونه سازی طبیعی عینی و چه به طریق استفاده از رنگ هایی که بطور ناخود آگاه به ذهن متبادر می شوند و افکار و شخصیت خالق خود را نمایان می سازند.
ادراک رنگ ها پیرو قوانینی است که معمولاً هنرمندان و گرافیست ها از آن استفاده می کنند. برای آموزش این قوانین می توان از دایره های رنگین یا تکنیک های دیگری استفاده کرد. این یک آموزش مفید است، زیرا توفیر رنگ ها در ترکیبات مختلف را یاد می دهد ولی به هرحال نباید آن را به کسی تحمیل کرد. اگر خیلی زود یعنی هنگامی که کودک احتیاجی به شناخت علمی و تکنیکی رنگ ندارد، او را مجبور به شناخت آن کنیم، ممکن است باعث از بین رفتن تمایلات خودبخودی او برای به کارگیری رنگ بشویم. از نظر آموزشی بهتر است به کودک وقت لازم برای پدید آوردن ارتباط فردی او با رنگ ها بدهیم تا نیروی ابتکاری او عقیم نگردد.
کودک اصولاً از اولین ماه های زندگی اش رنگ ها را می شناسد و این قوه ممیزه را می توان در مجموع عکس العمل های جسمی و عاطفی او حس کرد. به همین دلیل است که اساس رنگ ها و نیز طرز استفاده از آنها توسط کودک، هرگز با نظر بزرگسالان که دارای تقسیم بندی عینی در مورد رنگ ها هستند، مطابقت نمی کند. کودکان به دلیل محدود بودن تکامل شان کمتر از بزرگسالان قوه تمیز دادن دارند و به خلاف آنها، موفق به تشخیص دقیق رنگ ها نیستند. اغلب اتفاق می افتد که کودکان شش ساله رنگ آبی و بنفش و یا قرمز و نارنجی را با هم اشتباه کنند و به دلیل همین ادراک کلی در مورد رنگ است که کودکان کمتر از رنگ های غیرمتعارف استفاده می کنند و اغلب رنگ های کاملاً شفاف را به کار می گیرند و با وجود این تقریباً همیشه هم نتیجه زیبایی عایدشان می شود.۴۰۹
استروسکایا در کتابش با نام تأثیر تعلیم و تربیت در شخصیت کودک، با ارائه مثال ششم از برخورد مربی کودکستانی با کودکان حین دیدن تابلو نقاشی سخن می گوید. او با تماشای دقیق این گونه تصاویر و پرسش و پاسخ حین مشاهده حس زیبایی شناسانه را در کودکان برمی انگیزاند. وی می نویسد: «جلب توجه کودکان به رشته نقاشی، از هنرهای تجسمی و بهره گیری از وجود آن در جهت گشودن دری به سوی زیبایی های طبیعت و آشنایی شان با اصول نمایش طبیعت از راه تطبیق اندازه ها و رنگ هاست.» ۴۱۰
جهت بررسی شاخص رنگ در آزمون حاضر، سه مداد به رنگ های سبز، زرد و سیاه که شخصیت های اصلی داستان انیمیشن “مدادهای رنگی” را تشکیل می دهند و نقاشی هایی به رنگ خودشان می کشند، این امر را امکان پذیر نموده اند. چنانچه کودکان پس از تماشای انیمیشن نسبت به نقاشی پیش آزمون از این رنگ ها استفاده بیشتری نموده باشند، از لحاظ شاخص رنگ تحت تأثیر قرار گرفته اند.
از میان ۵۳ نفر کودک، ۲۹ نفر (۷/۵۴%) سعی در بازنمایی شکل موضوعی که از آن تأثیر پذیرفته اند بودند و سعی داشته اند موضوعات را با الگوبرداری از شکلی که از آن موضوع در انیمیشن دیده اند ترسیم نمایند. ۲۴ نفر (۳/۴۵%) از کودکان نیز موضوعات انیمیشن را به شکل دلخواه خود ترسیم نموده اند. اکثریت کودکان به شکل معناداری (۰۵/۰=α) از شاخص شکل تأثیر پذیرفته اند.
فعالیت گرافیکی برای بسیاری از والدین به منزله یک سرگرمی و بازی فردی است و مفهوم اجتماعی ندارد. در حالی که اثر گرافیکی بنابر دلایل بینایی و بصری علاوه بر ارزش بینایی، منعکس کننده پیچ و تاب های فکری کودک نیز هست.۴۱۱
نقاشی کودکان از فرم هایی پایه ای ساخته شده است که جذابیتی ذاتی دارند. دلیل این امر آن است که فرم های ساده از قبیل دایره، مستطیل، صلیب و ماندلا (دایره ای که صلیب روی آن کشیده شده است) را می توان در نقاشی کودکان با سنین مختلف و سابقه فرهنگی متفاوت یافت.
البته در این طراحی ها نباید در پی کمال هندسی برآییم. نه تنها کنترل حرکتی و چشمی کودک برای ترسیم اشکال کافی نیست بلکه مهم تر از آن به نظر کودک ضرورتی در انجام این کار نیست.۴۱۲
کودک در ابتدا واقعیت بیرونی را کپی نمی کند، بلکه آن را چنان که خود شناخته است، معرفی می نماید. بدین معنی که او تصور ذهنی اش را می کشد، نه مشاهده بصری خود را. کودک بر خلاف بزرگسالان برای نمایش واقعی بیرونی به شیوه ذهنی عمل می کند.۴۱۳
با رشد بیشتر کودکان و تمرین زیاد آنان در نقاشی، چشم، ذهن و دست آنها بیشتر با هم هماهنگ شده فرم ها و اشکال شکل واقعی و ملموس تری به خود گرفته و به گفته های کودکان درباره نقاشی خود نزدیک تر می شود. با رشد بیشتر کودکان فرم های به کار رفته در نقاشی آنها نیز هندسی تر و منظم تر می شوند و بیان رئالیستی بیشتری پیدا می کنند.
آرنهایم بر این باور است که اگر کودکی بیاموزد که بعضی مراحل پیشرفته ترسیم تصویری را تقلید کند، پیش از آن که به طور تجربی به آن مرتبه برسد، مهارت ادراکی خود را کسب نمی کند و صرفاً در شیوه تقلیدی پیش می رود. به نظر آرنهایم، کودک و هنرمند موفق هر دو قادرند که ساده ترین شکل ممکن را به تصاویر ببخشند، زیرا در بند تقلید نیستند.۴۱۴
این پژوهش با مطالعه شاخص شکل درصدد است میزان تأثیرپذیری کودکان را از انیمیشن مشوق نقاشی مورد بررسی قرار دهد. به این صورت که چنانچه اشکال ترسیم شده توسط کودک در مرحله نسبت به نقاشی پیش آزمون به تصاویری که در انیمیشن مشاهده نموده شباهت داشت، کودک سعی در بازنمایی شکل داشته است. طراحی شخصیت مدادهای رنگی، گل، خورشید و ابرهای سیاه و… به گونه ای صورت گرفته است که درصورت تقلید و الگوبرداری توسط کودک قابل تشخیص است.
در ترسیم محتوای آموزشی انیمیشن توسط کودکان، تفاوت معناداری (۰۵/۰=α) درک نمی شود. ۱۳ کودک (۵/۲۴%) تحت تأثیر محتوا قرار گرفتند و ۴۰ کودک (۵/۷۵%) بدون دقت به محتوای آموزشی انیمیشن نقاشی کشیده اند. در داستان این انیمیشن، مدادهای رنگی دانه گیاهی را در خاک می کارند و در روند داستان به گونه ای جذاب به کودک بیننده می آموزند که دانه گیاه برای رشد و نمو به تغذیه از نور خورشید، خاک و باران (آب) نیازمند است. به این ترتیب مطالعه میزان تأثیرپذیری کودک از محتوای آموزشی انیمیشن مشوق نقاشی امکان پذیر گردید.
کودک در انتخاب موضوع نقاشی فقط تحت تأثیر بیان داستانی نیست، بلکه احتیاج به شناخت نیز الهام بخش اوست. فعالیت گرافیک برای کودک وسیله ای است برای شناخت، پرسش و طرح مسائل و مشکلات و در عین حال برای اثربخشی و اکتشاف. بزرگسالان برای به خاطر آوردن مشخصات یک شیء و یا برای روشن تر شدن هر مطلبی، شکل و طرح آن را ترسیم می کنند، به همین ترتیب کودک برای آن که شناسایی خود را از یک سیستم فنی تکمیل کند شکل آن را می کشد.۴۱۵
در نقاشی همانند بازی، تکرار بعضی مدل ها و شکل ها، خاصیت آموزشی و اطلاعاتی دارند. زیرا به کودک امکان می دهد با در اختیار داشتن شناخت قبلی و در نظر گرفتن آن به معنای نقطه حرکت، به

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رایگان درموردعلم الهدی، امام صادق، انقلاب اسلامی، کارشناسی ارشد
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید